فایل کامل رمان خواستگار پرماجرای باغ انار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان خواستگار پرماجرای باغ انار PDF دارای ۶۲۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان خواستگار پرماجرای باغ انار PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

من بارانم.‌ دختر شیطونی که کل فامیل و دوستام از دست شیطنتام عاصی شده بودن. ماجرای اصلی زندگی من اون روزی اتفاق افتاد که برای خواهرم خواستگار اومد تو خونه باغ انارمون. قرار شد به‌ خاطر پسرخاله‌م که عاشق خواهرم بود، خواستگار رو فراری بدم. هر بلایی که فکر کنید تو باغ انار سرش اوردم، غافل از اینکه داماد رو اشتباهی گرفتم; خلاصه مدتی بعد دانشگاه قبول شدم و با خودم عهد کردم سر به‌ راه بشم اما دقیقا روزای اول دانشگاه بود که اون پسر رو تو کلاسمون دیدم و;

قسمتی از داستان خواستگار پرماجرای باغ انار :

سر کلاس نشسته بودیم و دامون در حال تدریس بود صدای زنگ موبایلم سکوت کلاس رو شکست. دستپاچه به صورت دامون که اخماش درهم شده بود خیره شدم انگار همه انگشت های اتهام سمت من بود که حواسش مستقیم به روی من بود! با چشم غره‌اش سریع تو کیفم

دنبال گوشیم که فراموش کرده بودم روی حالت بیصدا قرارش بدم گشتم و بالاخره پیداش کردم. با دیدن اسم مامان جون لبمو زیر دندون بردمو سریع حالت سکوت رو فعال کردم ولی رد تماس نزدم و از روی صندلی بلند شدم. در این چند روز گذشته این سومین بار بود که

تماس می‌گرفت و اگه جواب نمی دادم واقعا زشت می شد. رو به دامون کردم: استاد ببخشید میشه جواب بدم؟ اخم هاش وحشتناک شد و با حرص درو نشونم داد. بغ کرده نگاش کردم تا از اجبارم برای جواب دادن به تماس متوجهش کنم ولی به جای نرم شدن سخت تر

هم شد. -خانم کبیر وقت کلاس رو نگیرید لطفا بیرون! صفحه گوشی ام را سمتش گرفتم: استاد نمیشه جواب ندم به خدا آخه مادر شوهرمه! صدای خنده کلاس رو پر کرد چرا که همه می‌دونستند من مجردم! با اشاره چشم و ابرو درو نشونم داد بداخلاقی زیر لب زمزمه کردم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.