فایل کامل رمان دستهایم حافظه دارند PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان دستهایم حافظه دارند PDF دارای ۹۶۹ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان دستهایم حافظه دارند PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطرهی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کنندهی زندگیش پیدا میکنه اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم… داستان، داستان زندگی سه پسره، سه برادر که زندگیشون به وجود هم گره خورده و البته شخص آشنای غریبی که منبع اصلی مشکلات این سه برادره…
قسمتی از داستان دستهایم حافظه دارند :
کش و قوسی به خودم دادم و بعد برای لحظه ای بی حرکت موندم تازه یادم افتاده بود که امروز صبح که کسرا رفته مدرسه و کبریا هم نیست هر لحظه و هر دقیقه باید گوش به زنگ اومدن کوروش باشم و چه انتظار جهنمی و عذابآوری بود اون انتظار. صدای زنگ
در بند دلمو پاره کرد جوری که دستمو با چاقویی که داشتم باهاش کاهو رو خرد میکردم بریدم بی توجه به خونی که از انگشتم راه افتاده بود از آشپز خونه رفتم بیرون و ایستادم تو ایوونن نه دهنم به پرسیدن کیه باز میشد و نه پاهام واسه جلوتر رفتن تکونی میخورد!
بعد یه مکث طولانی به زور آب دهنمو قورت دادم لبی تر کردم و با صدای لرزونی از همون بالا پرسیدم: کیه؟! صدای پیچیدن کلید تو قفل و چشمای از حدقه در اومده من و برین تو گفتن کسرا در عرض چند ثانیه پشت سر هم اتفاق افتاد با بهت خیرهی در حیاط بودم
کسرا درو با دست نگه داشته، توی دستش ساکی بود و منتظر ورود عزیز. اگه بگم تموم انرژیم تحلیل رفته بود دروغ نگفتم دست خودم بود اگه کسرا و عزیز روبروم نزدیک در ورودی حیاط نایستاده بودن همون جا روی زمین مینشستم تا حالم جا بیاد. نگاه متعجب کسرا ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
