فایل کامل رمان بیا باهم باشیم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
7 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان بیا باهم باشیم PDF دارای ۵۷۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان بیا باهم باشیم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، انتقامی

خلاصه رمان:

تو معجزه می‌خواهی؟ معجزه‌ای که دردهایت را تسکین دهدو بتواند زخم‌هایت را مداوا کند؟ باشد من می‌شوم معجزه ات معجزه ای با چشمانی قهوه ای. فقط… تو بمان و با من همراه شو دستانم را بگیر و برایم از عشق بگو تا بتوانیم “باهم باشیم”; دختری که پدر و مادرش رو از دست میده و با تهمتی که بهش می‌زنن از شهرش فرار می‌کنه و با مردی روبه رو میش که زخمیه وحشیه و درد داره.. دختر قصه میشه مرحم درداش اما اتفاقی میوفته که…

قسمتی از داستان بیا باهم باشیم :

یک صدا همچو گروه سرود وداع می‌کردنند “لا اله الله” همه لباس مشکی پوشان بر سرو صورت خود می کوبیدنند. کسی با صدای بلند گفت:”بلند بگو لا اله الله” مردان با سوز اشک می‌ریختند و بعضی ها بغض کرده به جسدها خیره بودنند. اما آن میان دخترکی ناباور با

چشمانی گشاد شده صحنه دلخراش را می‌نگریست. انگاری خواب بود. ماننده مسخ شده ها به خوانواده اش خیره بود. باور نمی‌کرد. نه! مرگ آن ها را باور نمی‌کرد. همین دیروز بود مادرش صورتش را با بوسه نوازش کرده، با شوخی به او گفته بود: عروسیتو ببینم

پدرش دستی بر سرش کشیده و زمزمه وار به مادرش گفته بود: تا ته دنیا دخترمه به کی بدمش جواهر بابا رو. مگر همان دیروز برادرش او را به آغوش نکشیده بود و نجوا کنان کنار گوشش گفته بود: خیلی دوستت دارم خواهری. پس کجا هستند تا ببینند آن ها را که

چجوری فریاد می‌زنند”بلند بگو لا اله الله” کیستند آن‌ها که بر روی دوش دیگری سوارند و به سوی منزل گاه ابدیشان می‌روند؟ زنی به سمتش آمد و با شیون گریه بازویش را چنگ زد: گریه کن عزیزم گریه کن مامانت رفت بابات رفت شیر پسرشون رفت. زنیکه گستاخ چه می‌گفت؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.