فایل کامل رمان مکار اما دلربا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
22 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان مکار اما دلربا PDF دارای ۲۰۷۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان مکار اما دلربا PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

اسم من کوروشِ ; سال ها تلاش کردم تا به جایگاهی که می‌خواستم برسم و به خاطر اهدافم قید خیلی چیزها رو زدم..! تا جلوی دستو پامو نگیره; چیزهایی مثل ازدواج و بچه.. اما سه سال قبل دختری دانشجوم شد که نوزده سال از من کوچکتر بود، طوری عشوه و کرشمه برام میومد که گاهی وقت‌ها تمرکزمو سر کلاس از دست می‌دادم! با این حال اصلا دم به تله نمی‌داد، وارد هیچ مدل رابطه‌ای با من نمیشد عاشق شده بودم! روباه دست نیافتیم کاری کرد که برای بدست آوردنش پا پیش بذارم و برم خواستگاری اما با ورودم به خونه‌ شون و دیدنِ مادرش ورق های زندگی من یکی پس از دیگری برگشت;!

قسمتی از داستان مکار اما دلربا :

به طرف اتاق جلسه رفتیم و کوروشم در حالی که یه دستش طبق عادت و شاخصه‌‌ی استایلش تو جیب شلوارش بود پشت سرم اومد. سر جامون نشستیم و کوروش گفت: حواستو جمع کارت کن. سر بلند نمی‌کردم که به کسی نگاه نکنم می‌ترسیدم سربلند کنم

و با اون زن چشم تو چشم بشم فکرم همش طرف اون صحنه ای که دیده بودم می‌رفت، شبیه اون بچه ای شده بودم که برای اولین بار بهش میگن چطوری به دنیا اومده و اون هی یه تصوری از چیزی که شنیده رو تو سرش می‌آره و گیج می‌زنه. کوروش هر نکته‌ مهمی

که باید توسط من ثبت و نوشته میشد به تبلت یا دفتر اشاره می‌کرد، خوبه که اون حواسش هست که من حواسم نیست، شاید چیزی که باعث این عکس العملش میشد شناخت قبلیمون بود اما هر دلیلی که داشت توی اون لحظه خیلی خوب بود جلسه که تموم شد یکی از

همکارای کوروش اومد بالا سرشو گفت: کوروش تو کی داری میری آلمان؟ برای ارائه طرح؟ کوروش برگشت به من نگاه کرد که داشتم وسایل و جمع می‌کردم سوئیچ رو طرفم گرفت و گفت: برو تو ماشین تا بیام. چرا جواب یارو رو نداد؟ مثلا بگه من تازه از اونجا اومدم؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.