فایل کامل رمان اصیل و خونخوار (جلد دوم) اثر کیمیا وارثی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان اصیل و خونخوار (جلد دوم) اثر کیمیا وارثی PDF دارای ۲۹۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان اصیل و خونخوار (جلد دوم) اثر کیمیا وارثی PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، فانتزی، معمایی، خون آشامی، گرگینه
خلاصه رمان:
همیشه در تنگنای یک خاموشی مطلق، روشنایی عمیقی هم وجود دارد، اما گاهی داشتنِ این روشنایی زیبا تاوان هم دارد، همانطور که یک چیز خوب، بدی هم دارد! جنگ تمام شده است، ولی همچنان دشمنان باقی ماندهاند. خونها ریخته شدهاند، ولی هنوز هم خونها برای ریخته شدن فراواناند. و زندگی برای یک روح مرده باز هم میتواند معنای زندگی داشته باشد! و اما این بار و در این داستان، شیطان دیگر کیست؟! شیطان اهریمن و هیولای خونخوار، کیست؟
قسمتی از داستان اصیل و خونخوار :
(آیوان) فقط برای چند لحظه ماتِ صورت اون دختر شدم و همین باعث شد چهرهی افسانه جلوم ظاهر و تمام خاطراتم باهاش زنده بشه. فقط همین چند لحظه! امکان نداشت اصلاً امکان نداشت انقدر شبیهش باشه این همه شباهت حتى قد و هیکل و همه چی انگار افسانه بعد از سال جلوم ایستاده.
و با فکر کردن به این قلبم تند تند شروع به تپیدن میکرد. فهمیدن این که اگه یه روزی دوباره افسانه رو کنارم داشته باشم، کنار من و دخترم باعث میشه یه حس عالی و شیرین بهم دست بده و قلبم بیقرار بشه. و قطعاً اگه دوباره به دستش بیارم دیگه هرگز اجازه نمیدم دوباره از دستش بدم.
هرگز! زمانی که دختر رو به روم به خاطر معذب شدنش از نگاه خیرهم تکونی خورد، بالاخره به خودم اومدم چند بار پلک زدم و سعی کردم تمرکز کنم و نگاهم رو ازش برداشتم به فاطمه نگاه کردم و گفتم: برش گردون. اگه تو یه موقعیت دیگه بود، مطمئناً یه برخورد شدید نشون میدادم و طرف
مقابل رو تنبیه میکردم اما الان فرق میکرد. ذهنم حسابی به هم ریخته بود و چهره و خاطرات افسانه یه دقیقه هم دست از سرم برنمیداشت نمیتونستم درست تمرکز کنم و از طرفی نمیخواستم برخورد بدی با فاطمه، دوست نزدیک افسانه، داشته باشم. تا حد ممکن سعی میکردم قابل احترامم باشه ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
