فایل کامل رمان قلب عاشق PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان قلب عاشق PDF دارای ۱۰۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان قلب عاشق PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

مثل همیشه وقتی از دانشگاه بیرون می‌امدیم یک راست به طرف کافی شاپی که نزدیک دانشگاه بود می‌رفتیم و با خوردن یک قهوه و گفتمان کوتاه، انرژی دوباره می‌گرفتیم و به طرف خونه می‌آمدیم. این کار تقریبا برای من و ماهرخ یک عادت شده بود چون با خوردن اون ;

قسمتی از داستان قلب عاشق :

وقتی به در خانه ماهرخ رسیدم جمعیت زیادی آنجا جمع شده بود و در همان زمان صدای آژیر ماشین پلیس به گوشم رسید در میان جمعیت حمید را که غرق در خون بود دیدم در جای خودم میخکوب شدم. پلیس دستبندی به دستش زد و او را سوار ماشین کرد آمبولانسی به در خانه رسید به سرعت از

داخل ماشین چهار نفر با در دست داشتن دو برانکارد وارد جمعیت شدند بعد از لحظه ای هر دو برانکارد به طرف ماشین آمدند. برانکارد اول پیکر خونین سعید و برانکارد دوم زنی را که احتمالاً مادر سعید بود را حمل می.کرد با عجله سوار آمبولانس کردند و از آنجا دور شدند. بیچاره سعید غرق در

خون بود. تمام این صحنه ها مانند کابوسی از جلوی دیدگانم گذشت و در ذهنم حک شد آرزو می‌کردم واقعاً خواب باشم و با بیدار شدنم همه را فراموش کنم ولی این صحنه ها همه واقعی بودند. در آن چند دقیقه ای که در فکر بودم همه چیز تمام شد و جمعیت هر یک به طرفی می‌رفتند و می‌گفتند

بیچاره جوونه مردم رو کشتن. این حرف ها هر کدام کوه مصیبتی بود که بر سرم خراب میشد و من که طاقت این ضربه ها را نداشتم پس از چند قدمی از حال رفتم. وقتی چشم باز کردم خانمی را دیدم که با یک لیوان آب قند سرم را در دامن گرفته و با مهربانی می‌گفت: عزیزم بخور تا حالت جا بیاد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.