فایل کامل رمان امیدی دوباره PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان امیدی دوباره PDF دارای ۴۰۱۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان امیدی دوباره PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، معمایی

خلاصه رمان:

بهار شمس، یه وکیلِ تازه کاره که از شوهرش جدا شده و یه دختر داره; بهار سر یکی از پرونده هاش با کارن عیشی آشنا میشه و کارن تلاش می‌کنه که اونو با پول بخره اما نمی‌تونه راضیش کنه و پرونده رو می‌بازه; چند ماه بعد بهار، وکیل شرکتی میشه که کارن یکی از سهام داراشه …

قسمتی از داستان امیدی دوباره :

تمام طول جلسه مشغول توضیح پرونده بود و حتی کوچک ترین نگاهی هم به کارن ننداخت خودش را بلد بود و نمی‌ خواست کنترلش را از دست بدهد. سنگینی نگاهش را اما به خوبی حس می‌کرد چشم هایش چیزی داشت که باعث میشد دست و پایش را گم کند; معذب میشد; قبل از شب مهمانی

این نگاه ها را به حساب دوستی و رفاقت می‌گذاشت در واقع سعی داشت اینطور برداشت کند وگرنه نگاه یک دوست معمولی هیچوقت اینگونه نبود بعد از اینکه حرف هایش تمام شد پرونده‌ مقابلش را بست و مشغول صحبت با یکی از سهام داران که کنارش نشسته بود شد; صحبتشان ادامه دار شد

اما نگاه های سنگین کارن انگار تمامی نداشت. -خانوم شمس؟ میشد بدون آنکه نگاهش کند جواب دهد؟ نه! -بله;؟ بالاخره نگاهش کرد; یک آن دلش برای نگاه دلخور و کمی عصبی او رفت; دستش روی پایش مشت شد.. -میشه بیاین تو اتاقم یه سری سوال راجع به پرونده داشتم; خداروشکر حواس

کسی به آنها نبود: همینجا بپرسین! کارن تاکیدی نگاهش کرد و از جایش بلند شد: وقت دوستانو نگیریم تشریف بیارین. و از اتاق بیرون رفت; سعی کرد کلافگی اش را نشان ندهد; بعد از خداحافظی با بقیه از اتاق بیرون رفت و با قدم های مردد به سمت اتاق کارن رفت; منشی با دیدن بهار گفت ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.