فایل کامل رمان کسی که مراقبم باشد #حامی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان کسی که مراقبم باشد #حامی PDF دارای ۶۶۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان کسی که مراقبم باشد #حامی PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، خارجی
خلاصه رمان:
گرنت مورگان یکی از واجد شرایطترین و دست نیافتنیترین مجردهای لندن است. همچنین یکی از بهترین نیروهای اداره خیابان بو هم هست. هنگامی که یک شب دیر وقت برای تحقیق درباره یک قربانی مغروق به اسکله فراخوانده میشد، از تشخیص چهره ویوییِن رز دووال بانوی دلربای مجالس حیرتزده میشود. وقتی متوجه میشود که او زنده است، مبهوتتر هم میشود. از آنجایی که کسی نیست از این دختر مراقبت کند، ویوییِن را به خانهاش میبرد و مداوایش میکند. اما متوجه میشود که او از فراموشی رنج میبرد ;
قسمتی از داستان کسی که مراقبم باشد :
گرنت روی صندلی کنار میز کانن نشست دست در جیب کتش برد و کتابچه کوچکی را که در خانه ویویین پیدا کرده بیرون آورد و نگاهی به آن انداخت. هر صفحه اش را بارها و بارها بررسی کرده بود و دنبال اطلاعات میگشت. در حال حاضر جزئیات زننده این یادداشتها کم کم قابلیت حیران کردنش
را از دست داده بودند، اما اعمالی که با دست خطی ظریف و زنانه نوشته شده بود، هنوز هم حس ناخوشایندی به او می داد. هر کلمه ای در حافظهاش مانده بود انگار در ذهنش حک شده بود. کیز پرسید: چی میخونی؟ جواب گرنت همراه با خندهای مختصر بود. برای گوشهای حساست مناسب نیست،
کیز. مرد بزرگتر کتابچه را از دست گرنت بیرون کشیدو گفت: خودم در این مورد قضاوت میکنم. کتابچه را باز کرد و یکی دو صفحهای از آن را خواند ابروهای پرپشتش مانند یک جفت عنکبوت در پیشانی اش بالا رفت، کتاب را پس داد و گفت: چیزهای کثیف. میتونم هویت نویسندش رو بپرسم؟ گرنت
لبخند تلخی زد و گفت: دلت نمیخواد ببینیش کییز. اون یه جادوگر شکنجه گره یه لبخندش میتونه درونت رو مثل یک دستگیره کهنه زیر و رو کنه.با اینکه کییز عمداً خودش را بی تفاوت نشان میداد، اما چشمان فندقی رنگش با علاقه شدید برق زدند: به زنی که توی رودخونه غرق شده ،بود، ربط داره نه؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
