فایل کامل رمان آخرین شبگیر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
5 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آخرین شبگیر PDF دارای ۹۹۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آخرین شبگیر PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

رستا کرامت فرزند ارشد اردشیر کرامت، مادرش را در کانادا تنها می‌گذارد و به ایران می‌آید تا به مشکلات‌ کاری‌شان رسیدگی کند. ناگهان با خبری که به او می‌رسد تصمیم نابودی مردی در سرش جولان می‌دهد مردی که خواسته یا ناخواسته گذشته و خانواده‌اش را به لجن و غم کشیده و او را درگیر غربت کشوری دیگر کرده بود. گرشا رستگار، همسر سابق رستا و مربی بدنسازی به‌نام یکی از تیم‌های فوتبالی، با نامزدی‌اش، آتش خشم او را برمی‌انگیزد تا با رستای جدید و لوندی که از خود ساخته این مرد را به خیانت بکشاندو آینده‌ و شهرتش را به نابودی مطلق برساند اما با دیدن دوباره‌ او ورق برمی‌گردد ;

قسمتی از داستان آخرین شبگیر :

بی تعارف به روی صندلی که اشاره کرد قرار گرفتم و چشمانم را در صورت گرشا انداختم. بدون هیچ خجالت و حتی عذاب وجدانی. چه کسی باورش میشد این صورت خونسرد من بعد از تحمل هفت سال درد باشد؟ بعداز هفت سال کلنجار رفتن و غصه. گوشه‌ی لبم را از درون دهان به دندان کشیدم و دستانم

را به روی میز درهم قلاب کردم نگاهی به سراسر صورت اخم آلود و جذابش انداختم و پرسیدم: احوال شما چطوره گرشا جان؟ جان را از قصد، با لحن و صدای نازک بهار بیان کردم که نگاهش را از روی میز و کیک درون بشقابش برداشت و تیرش را در اعماق قلبم فرو کرد. -نمی‌دونستم اومدی! از شنیدن

صدای بم خاصش بعد از این همه سال آن هم از نزدیک و بدون هول و ولای این که مبادا حین چک کردنش با پیج فیک در لایوهایش لو بروم، تمام وجودم به هیجان و اعتماد به نفس بیشتری نشست و لبخندی عمیق تر تحویلش دادم. ناخن های بلندم را در میان موهایم کشیدم که نگاهش به موازات

حرکت انگشت هایم به حرکت در آمد. گوشه‌‌ی لبم را میان دندان کشیدم و شال را مرتب تر روی موهایم قرار دادم. شانه‌ ای بالا انداختم و بدون آن که به حضور بهار توجهی کنم، لب زدم: از کجا باید می‌دونستی ما خیلی وقته از هم جدا شدیم. چی بلند بهار، دوئل نگاهمان را تغییر نداد و صورت من را ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.