فایل کامل رمان چقدر تنها ماندیم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان چقدر تنها ماندیم PDF دارای ۳۳۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان چقدر تنها ماندیم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

دلارا سالاری دختر سرزنده و پر تلاشی است که در تئاتر شهر کار می کند و آرزویش بازی در یک فیلم بلند است; به آرزویش می‌رسد در حالی که نیمه‌ی گمشده اش را در ست فیلمبرداری پیدا می کند؛ امید روزبه معروف و محبوب!

قسمتی از داستان چقدر تنها ماندیم :

یک هفته ای از آن شبی که امید روزبه مرا به خانه رساند می‌گذشت. در این یک هفته همه چیز طبق روال پیش می‌رفت هر روز به ست فیلمبرداری می‌رفتم و روز به روز با کادر سریال صمیمی تر می‌شدم بعد از آن شب اما دیگر با امید تنها نشدم؛ تنها در سکانس ها همدیگر را می دیدیم و بس!

امروز جمعه بود و شیفته کار را تعطیل کرده بود. من هم تصمیم گرفتم امروز را به سالن اصلی تئاتر شهر بروم و سری به بچه های تئاتر بزنم. هرچه بود؛ نباید تئاتر را فراموش می کردم تئاتر جزئی از وجودم بود بعد از اینکه کرایه را حساب کردم از تاکسی پیاده شدم و به سمت ورودی سالن رفتم.

یادم باشد امروز به عمو خسرو هم یک سری بزنم. وارد سالن که شدم اول از همه صدای داد و فریاد علی به گوشم نشست: طاها; مسخره بازی در نیار؛ سر بالا و با عزت نفس اون دیالوگ کوفتیت رو بخون. با لبخند سری از روی تاسف تکان دادم و وارد سالن اصلی شدم نگارین و مریم با دیدنم لبخندی

زدند و گفتند: اووو خانم دلارا! خندیدم و گفتم: سلام! على و طاها نگاهشان را به سمتم چرخاندند و علی گفت: سلام طاها اما با لبخند به سمتم آمد و در حالی که دورم قدم میزد گفت: به به; آناستازیای بی همتا; اون بالا بالاها خوش می‌گذره بهت؟! خندیدم و گفتم: دیوونه بازی رو نذاشتی کنار هنوز ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.