فایل کامل رمان به سلامتی سال های در به دری PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان به سلامتی سال های در به دری PDF دارای ۹۲۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان به سلامتی سال های در به دری PDF :

ژانر رمان : همخونه ای، ازدواج اجباری

خلاصه رمان:

شیوا یه دختر زیادی لوند و به شدت شیطونه که شیطنت هاش حسابی براش دردسر درست می‌کنن تا اینکه به اجبار خانواده اش عروس یه خانواده‌ی به شدت مذهبی میشه و حسابی با شیطنتاش پسرحاجی غیرتی رو اذیت می‌کنه;

قسمتی از داستان به سلامتی سال های در به دری:

چیزی در وجودم ترک بر می‌داشت ترمیم می‌شد و دوباره ترک بر می‌داشت. بازی مسخره ای در تمام تن و روحم در جریان بود که حالم را بهم می‌زد. قلم مو را روی پالت رها کردم و شقیقه هایم را فشردم. به جمع و جور شدن ذهنم نیاز داشتم نه کوبیده شدن بی امان گذشته توی سرم تمام تصاویر

و اصوات با وضوح بیش از حد در ذهنم پخش می‌شدند و هر لحظه بیشتر از قبل مرا به سمت جنون هدایت می‌کردند. تا تولد مهشید خودم را در نقاشی کشیدن و سر و کله زدن با رنگ ها و قلم مو کرده بودم; نه حوصله‌ی کسی را داشتم و نه حوصله‌ی چیزی را; کش و قوسی به بدنم دادم و قلم مو

را به قصد تمیز کردن دوباره برداشتم. نفس عمیقی کشیدم و بوی رنگ و تینر را با لذت در ریه هایم جا دادم. قلم مو ها را دوباره دسته کردم و تابلو را رو به دیوار گذاشتم دست لباسی را کنار وسایل حمامم گذاشتم و با برداشتن لباس‌ها و پولی که باید به منیره می‌دادم از جا بلند شدم در اتاق را قفل کردم

و لباس ها را زیر بغلم گذاشتم. کنار منیره که رسیدم پکی به قلیانش زد و غرید: چته؟ پول را کنارش روی تخت انداختم، دستی زیر بینیم کشیدم و گفتم: کرایه است یکم هم شیرینی زدم تنگش! جفت ابروهاش بالا پریدند و نی قلیان را گوشه‌ی لبش گذاشت: حله؛ نگران نباش. سر تکان دادم و به سمت;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.