فایل کامل رمان میان لاشه ایستگاه متروکه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان میان لاشه ایستگاه متروکه PDF دارای ۱۶۶۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان میان لاشه ایستگاه متروکه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

مهندسی که در یک روستای کوهستانی  ناشناس و در سکوت زندگی می‌کنه. از خانواده‌ش جدا شده و به خاطر اختلافاتی که داشته و مرگ همسرش این زندگی رو ترجیح میده اما با امدن دوست صمیمی و برادر خانومش  آرامشش به هم می‌ریزه. با ورود خانم دکتری برای کار در خانه بهداشت روستا، میان این دو اتفاقات و حس هایی به وجود میاد ;

قسمتی از داستان میان لاشه ایستگاه متروکه :

سر و صدا به قدری بود که تلاشش برای خوابیدن بیشتر را به باد می‌داد. به پهلو چرخید یک دست را زیر بالش فرستاد و دست دیگر را روی یک سمت صورت صدای جیغ و خنده‌ بچه ها چنان رسا بود انگار درست میان حیاط خانه‌ی روستایی مشغول بازی هستند مرد نفس عمیقی کشید لحاف سنگین را

از روی خود کنار زد و نشست دستی به صورت زبرش کشید. باید دوش می‌گرفت و صورتش را اصلاح می‌کرد قهوه می‌ خواست. دلش از گرسنگی مالش می‌رفت و تاول‌های سرما زدگی صورتش هنوز بعداز سه روز همچنان کمی درد داشت. دست میان موها فرستاد، به همشان ریخت و ایستاد به سمت

پنجره رفت، پرده‌ی ضخیم را کنار زد و نگاه به دشت شیبدار کنار خانه دوخت. بچه‌ های مدرسه زیر آفتاب کم‌ جان زمستانی جنگ تمام عیاری را شروع کرده بودند گلوله‌‌ های برفی به سمت هم پرتاب می‌کردند جیغ می‌کشیدند پشت تنها درخت بی برگ و بار چسبیده به نرده های دور خانه پناه

می‌گرفتند و از نو و هی غافلگیر می‌شدند و گلوله می‌خوردند و جیغ می کشیدند و می‌خندیدند و بازی می‌کردند پرده را رها کرد و پس سرش را خاراند نگاهش به ساعتِ کوچک روی تاقچه که افتاد چشمانش گرد شدند این همه ساعت خوابیده بود؟ روز بعد از برگشتن از پشت کوه با وجود آن همه خستگی;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.