فایل کامل رمان نیم نگاه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان نیم نگاه PDF دارای ۲۷۰۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان نیم نگاه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

دختر قصه کافه داره و خیلی شیطون و شاده. پسر داستان اما خیلی جدی و مذهبیه! این دختر، پسره رو به زور سوار موتور می‌کنه، می‌برتش برف بازی، کله پاچه به خوردش میده، مجبورش می‌کنه نصف شبی از دیوار بالا بره.. دست تقدیر باعث میشه این دوتا آدم که هیچ شباهتی به هم ندارن، با هم رو به رو بشن و; داستان آقا سید و این دخترک شیطونمون به کجا ختم میشه؟! چی میشه که این پسرِ مذهبی عاشق این دختر میشه؟

قسمتی از داستان نیم نگاه :

بیشتر خاطراتم اینجا نقش بسته بود، کنار عزیز و صدرا. چند نفر در خانه‌ی مادربزرگشان اتاق اختصاصی داشتند؟ من حتى اکثر وسایلم هم اینجا در این اتاق خواب بود. اینجا بودن کنار عزیز و صدرا، اصلا بد نبود، اما بعضی چیزها می‌شوند عقده و می‌چسبند تنگِ دلِ بی صاحاب آدم و آن وقت هست که

می‌گویی: ای کاش! من هم عقده داشتم عقده‌ روزهای کودکی ای که کم کنار مادر و پدرم گذشت; عقده روزهای کودکی ای که بدون مادرم گذشت و تمام سهمم از او خلاصه شد در نصف شبهایی که در آغوشش می‌خزیدم. من هیچوقت مادرم را بخاطر اینکه درگیر درس و کار بود سرزنش نمی‌کردم حتی

او را تحسین می‌کنم که برای اهدافش جنگید، یک زن هیچ وقت نباید فکر کند چون مادر شده، باید از آرزوهایش دست بکشد! اما مادرم هیچوقت نتوانست بین شغل و مادر بودنش تعادل داشته باشد و این شد عقده‌ چسبیده به جانم! مادرم همیشه سعی می‌کرد تا جای ممکن خانه را مرتب نگه دارد،

برایمان غذا درست کند، هیچوقت جلسه های مدرسه را از یاد نمی‌برد، اگر خودش نمی‌آمد، حتما پدر را می‌فرستاد اما دلم می‌خواست در کودکی بیشتر موهایم را شانه کند و ببافد، بعد از ظهرهایی که از مدرسه می‌آمدم خانه بود و برایش از اتفاقات در مدرسه حرف میزدم، دوست داشتم خریدهایی که ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.