فایل کامل رمان طلایه دار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان طلایه دار PDF دارای ۱۶۷۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان طلایه دار PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

رَسام جدیری بزرگ طایف جَدیری‌هاس; چی میشه که اون از اهواز به تهران میاد و مسیر زندگیش گره می‌خوره به دختر هفده سال یحیی،همسر مادرش؟ اون قراره پدر باشه برای دختر بی‌کس و بی‌دست و پای یحیی یا مرد رویاهاش؟ چطور می‌تونه دختری که از نظرش دوست داشتنی نیست رو با خودش ببره اهواز و بشه پناهِ بی‌پناهی اش؟

قسمتی از داستان طلایه دار :

در کافه نشسته بود و تعداد آدم های سر هر میز را می‌شمرد. یک ساعت از زمانی که قرار گذاشته بودند خودش را زودتر رساند. دلش بوی خانه و یاد رسام را نمی‌خواست حالا که دست رد به سینه اش زده بود جایی برای دویدن و تلاش نمی‌دید. با آه نگاهش را از آدم ها بر می‌دارد و به لباس های

تنش می‌دهد. یک مانتو چهارخانه بنفش پوشیده بود همراه با شال یاسی رنگ زیبایش، همانی که رسام برای قبولی زبانش هدیه داد. نیشخندش همزمان می‌شود با صدای نیما. _سلام فکر نمی‌کردم زودتر از من برسید! میز رو به روی شاداب را بیرون می‌کشد و شاخه گل کشد و شاخه گل رز هلندی را به

سمتش می‌گیرد. -قابلت رو نداره. شاداب حیرت زده به شاخه گل زل می‌زند و با هیجان از دستش می‌گیرد: وای ممنونم، آخه چرا زحمت کشیدید. نیما می‌خندد و شانه بالا می‌اندازد. _یه چیزی رک بگم؟ خدایی من اصلا کارهای رمانتیک بلد نیستم همینم خواهرزاده ام بهم آموزش داده. شاداب ریز ریز

می‌خندد و سرخم می‌کند: بازم ممنونم من عاشق گل‌های رزم. نیما کف دستانش را بهم می‌کوبد و با برقی که در چشمانش می‌درخشد می‌گوید: خیلی خوبه پس. به سمت منو سر می‌ چرخاند: چیزی سفارش دادی؟ شاداب انگشتانش را در هم پیچک وارانه می‌پیچاند و لب می‌گزد: بله واقعا متاسفم باید ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.