فایل کامل رمان بی تا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان بی تا PDF دارای ۱۲۳۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان بی تا PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
پدر امیر و پدر بی تا، دوستان قدیمی و صمیمی هستن.. امیر ازدواج ناموفقی رو پشت سر گذاشته و حاضر به ازدواج دوباره نیست، اما پدرش شرط واگذاری مدیریت شرکتش رو به امیر، ازدواج با بی تا گذاشته.. بی تا ناگزیر به ازدواجه چون پدرش بیماره و درآمدشون ناچیز.. در دوران عقد امیر و بی تا، پدر بی تا میمیره و بی تا ازدواج رو بهم میزنه.. حالا بعد از دوسال بی تا برای امیر کار میکنه و امیر متمایل و علاقه مند به بی تا شده ولی …
قسمتی از داستان بی تا :
در خیابان قدم زد و قدم زد انقدر زیاد که پاهایش تاول زد. گاهی درد جسمی می توانست روح اش را ارام کند. اخر شب به خانه برگشت اما کسی در خانه نبود. به حمام رفت و بعد هم همانطور روی تخت افتاد و از شدت خستگی بیهوش شد. صبح با صدای جارو برقی از خواب پرید. از آنجایی که گل
اندام کلا عادت به در زدن نداشت و امکان اینکه هر لحظه در را باز کند و به داخل بیاید، بود. خم شد و با سستی و بی حالی لحاف را روی تنش کشید. از شب قبل با همان حالتی که خوابیده بود، بیدار شده بود. حتی به نظر میرسید که غلت هم نزده است و حالا تمام عضلاتش دردناک شده بود. زیر
لحاف رفت و سعی کرد کمی دیگر چرت بزند و زیر لحاف رفت و سعی عجیب بود که گل اندام هم برای جارو کردن به اتاقش نیامد. یک ساعت بعد و با صدای دوباره جارو بیدار شد. اما اینبار سریع تر خاموش شد و بلافاصله بعداز خاموش شدن جارو صدای خنده ایمان آمد که با کسی شوخی میکرد.
چشمانش را بست و گوش داد صدای خندهی ناز و لوندی هم میآمد. غلت زد و به پشت دراز کشید و در همان حال یک دستش را روی پیشانی اش گذاشت. دلش میخواست از اتاق بیرون بپرد و به آنها بگوید که خفه شوند یا به دختر بگوید آنجا حلوا خیرات نمیکردند که هر روز انجا بود اما در عوض ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
