فایل کامل رمان آخر این ماه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آخر این ماه PDF دارای ۱۰۸۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آخر این ماه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، خیانتی

خلاصه رمان:

گاهی زندگی بنا به توقعی که ما ازش داریم پیش نمیره; اما مثلا همین خود تو شاید قرار بود تنها دلیل آرامشم باشی که بعد از همه حرفا، قدم تو راهی گذاشتم که نامعلوم بود. الان ما باهم به این نقطه از زندگی رسیدیم به اینجایی که حقمون بود. پدر ثمین ناخواسته مرتکب قتل شده. ثمین برای گرفتن رضایت آزادی پدرش از زندان تلاش می‌کنه. یاشار کشوری مرد متاهل و خودخواه، که در اعزای دادن رضایت، شرطی میذاره که باعث میشه پای ثمین به خونشون باز بشه و یاشار دلش رو به دخترِ قاتلِ خواهرش ببازه; ثمین باید دو راهی عقل و قلبش یکیو انتخاب کنه. باید دید تصمیم ثمین برای رهایی از این دوراهی چیه!؟

قسمتی از داستان آخر این ماه :

عصر بعد از مهد راه افتادم سمت رستوران باید باهاش حرف می‌زدم اینجوری که نمیشه حرف نزنه و نشنوه و یه فرصت نده. مامان وقتی ظهر خبر داد حکم دادگاه چی بوده و تا آخر این ماه اجرا میشه قلبم دیگه انگار تو سینم نمی‌تپه یه جایی لا به لای میله های زندان کنار باباست; امروز شهریور و

دادگاه سوم بابام برگذار شده و ام این ماه قراره حکم اجرا بشه روز فقط فرصت دارم بخوام یجوری رضایت کشوری رو جلب کنم. چند باری ام جلو درشون رفتم علاوه بر اینکه کار هر روزم شده رفتن به رستوران; خونشون با کشوری بزرگ حرف زدم اما اونم حرفش همون بود می‌گفت: منم دلم

رضا نیست گرفتن جون بنده‌ی خدا اما یاشار خیلی یلدا رو دوست داشت براش حکم بچه اش رو داشت وابسته بودن یاشار کوتاه نمیاد حتی اگر منو مادرشم کوتاه بیایم. می‌گفت چی بگم والا; منم دعا می‌کنم یاشار رضایت بده آخه یاشار منو به روح یلدام قسم داده که نرم رضایت بدم که نرم نشم

دلم رحم نیاد اما می‌دونی باباجان منم پدرم، بچم پر پر شده سخته، اما علاقه پدر فرزندی رو می‌شناسم خوبه که داری تلاش می‌کنی بخاطر بابات کفشای آهنی پات کن و به خدا توکل کن حرفای کشوری بزرگ و صحبتای مامان از آب رفتن بابا تو دو سه دفعه ملاقات بعدی بیشتر مصمم می‌کرد منو که ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.