فایل کامل رمان حریر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان حریر PDF دارای ۵۶۵۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان حریر PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

مقصد کجا بود؟ سر قبر من! چمی‌دونم بابا فقط می‌روندم تا برسم یه جایی که بتونم این حجم احساسات مزخرف و خاک بر سری رو توش خنثی کنم. مسئله این بود که این خوابی که امشب دیدم فرق داشت. خیلی خیلی واقعی بود. اون مردو انگار میلیاردها سال بود می‌شناختم. صداش عطرش بزرگی دستاش، چهره اش، همه و همه برام آشنا بودن! ولی الان که بهش فکر می‌کنم هیچ چیزی ازش یادم نیست، هیچی! لعنتی! چقدرم توی خواب دوستش داشتم! حتی تصور هم نمی‌کردم بتونم یه آدمو تا اون حد دوست داشته باشم!

قسمتی از داستان حریر :

جیران حدودای نه شب رفته بود. می‌خواست برگرده اصفهان و می‌خواست برای بچه خواهرش سوغاتی بخره. دیروز برای این که جیران بتونه بیاد اتاقم هفت خان رستمو طی کرده بودم. به رهنورد گفته بودم، به مسئول پذیرش، به نگهبانی و ; به هزار نفر رو انداخته بودم تا بتونم چند دقیقه دوستمو

پیش خودم نگه دارم. حاتمی بیشعور اوه می‌ذاشت من برم خونه و مثل بقیه شیفتی بیام دیگه لازم نبود اینقدر منت اینو اونو بکشم. به موقعش باید باهاش حرف میزدم و میپرسیدم چه مر گشه که منو نگه داشته این جا! خلاصه که جیران فردا ساعت هشت صبح حرکت می‌کرد سمت اصفهان و حالا من

مونده بودم و خودم.. و به شدت دلم گرفته بود.. اتفاقایی که امروز افتاده بود باعث شده بود بغض کنم و بیخودی حالم برزخی بشه! باز دوباره دلم می‌خواست طراحی کنم و تموم فکرای توی سرمو بریزم روی کاغذ، نمیدونم برای من لیسانس زبان این نقاشی و طراحی چی بود که باعث آرامشم می‌شد.

یه نگاه به دیوار انداختم، ساعت سه نصف بود، خیلی دیر بود اما برام مهم نبود. دفتر طراحیمو برداشتم و بدون پوشیدن یونیفرم رفتم پایین. شاید می‌رفتم باز همون پارک; همون جایی که اولین بار حاتمی رو دیدم درحالی گریه می‌کرد. سوئیچم توی مشتم بود و خواستم از لابی توی آسانسور برم که ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.