فایل کامل رمان پادمیرا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پادمیرا PDF دارای ۶۷۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پادمیرا PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
همیشه به اینجای ماجرا که میرسید از فکر و خیال میامدم بیرون. دیگه چهره ای از اون پسر دستفروش تو ذهنم نبود و نمیتونستم ادامهی خاطراتم رو بدون صورتش تصور کنم. راسته که میگن از دل برود هرآنکه از دیده رود. منم همین طوری شدم، سالیان سال از اون قضیه گذشت و هر روز یه چیزی از اون فرد رو فراموش می کردم. دختری هستم عاشق یه پسر دستفروش شدم و بهش پول دادم تا بره برای خودش کار پیدا کنه و بیاد خواستگاریم ولی اون پسر میره و دیگه پیداش نمیشه. چندسال بعد که میخواستم فراموشش کنم میفهمم پسره رئیس شرکتی هستش که توش کار میکنم ;
قسمتی از داستان پادمیرا :
از حرص خونم به جوش اومده بود رفتم روی صندلی نشستم و با انگشت هایم بازی کردم این چرا اینطوری میکرد من از زندگی کیوان چیزی نمیدونم پس چطوری میخوام باهاش ازدواج کنم. وقتی اینطوری بهم بی احترامی میکنه منم میدونم چیکار کنم با حرص از جام بلند شدم و رفتم سمت
اتاقی که اولین سری اون تو بودم رفتم سراغ لباسام خواستم عوضشون کنم که چشمم افتاد به آینه قدی که روبروم بود چشمم به خودم افتاد چقدر خوار و ذلیل بودم من. چطور اجازه دادم یه پسر برام تعیین تکلیف کنه، مگه من بی صاحب هستم که بدون اینکه از خانوادم اجازه بگیره جشن راه
انداخته با بغض نگاهم رو از آیینه گرفتم و مشغول در آوردن پیراهن شدم. بعد رفتم جلو آیینه و با دستمال مرطوب هر چی آرایش بود رو پاک کردم. بخاطر این کار احمقانه ای که کیوان انجام داد دیگه روم نمیشد برم شرکت. مقنعم رو درست کردم و از اتاق خارج شدم داشت دنبالم میگشت.
یواشکی از پله ها پایین رفتم و طوری که متوجه حضور من نشه اونجا خارج شدم از وقتی کامل از اون خونه خارج شدم بدو بدو به مقصد نامعلومی حرکت کردم. فقط می دویدم تا از اونجا دور بشم وقتی کامل خونه از نظرم پنهان شد و اثری ازش باقی نموند از حرکت ایستادم. دستام رو روی زانوهام گذاشتم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
