فایل کامل رمان مجنونت ماندم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان مجنونت ماندم PDF دارای ۶۴۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان مجنونت ماندم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، همخونه ای، انتقامی

خلاصه رمان:

من سیاوشم.. سیاوشی که ازش تیمور ساختند.. تیموری که وحشی نامیدند.. تیموری که عزیزانم خنجر زدن بهم.. تیموری که اطرافیانم مرا از خود طرد کردند.. مرا تبدیل به یک بی همه چیز کردند.. کاری کردند که نوشیدنی بشود درد درمانم.. امّا من از یکی بیشتر از هرکسی کینه به دل دارم.. او هم میمنت است.. دختری که روزی عشقم بود.. دختری که داغ نبودنش را بر دلم گذاشت.. دختری که مثل همه مرا از خود راند.. امّا ورق برگشت.. حال دوره‌ حکومت ریاست من است .. ‌برادر میمنت برادرم را به قتل رسانده.. حکومتم آغاز شده داغ برادرش را به‌ دلش خواهم گذاشت.. عشقش را در دلم خواهم کشت ;

قسمتی از داستان مجنونت ماندم :

این طرف خیابان درون ماشین نشسته ام; تمام استرس و اضطرابم را روی فرمان زبان بسته خالی می‌کنم; رو به روی باشگاه هستم دلشوره امانم را بریده است.. گویا کسی در دلم شروع به شستن رخت چرک ها کرده است; حسابی ترسیده ام.. هنوز او را ندیده ام و این چنین خودم را باخته ام; وای

خدای من کمکم کن; نیرو و قدرت بر من ببخش; من دارم جان می‌دهم زیر این فشار تشویش و پریشانی.. من دارم جان می‌دهم. ساعت مچی چرمم را نگاهی می‌اندازم ساعت از ده گذشته یعنی دو ساعت است که من در اینجا مانده و سر آخر نتوانسته ام با این دل نگرانی ها و اضطرابم کنار بیایم و در

مقابلشان قد علم کنم و تک تکشان را از وجودم رها سازم; چند بار پیاپی نفس عمیق می‌کشم; با هر بازدم سعی می‌کنم از استرسم کم کنم; اما فایده ندارد; دستانم یخ بسته است ; من که می‌دانم این یخ بستن از سرما و برودت هوانیست ; من که می‌دانم این سرما به دانه های ریز برفی که در حال

باریدن است ربطی ندارد.. من که می‌دانم این سرمای زمستان در من اثر نکرده است.. من می‌دانم این یخ بستن وجودم و دستانم فقط از دیدن آن وحشی است; هنوز آخرین دیدار و آخرین مکالمه مان را بیاد دارم هنوز واکنشش بعد از شنیدن حرف‌هایم را به یاد دارم. هنوز خوب بخاطر دارم که دستانش ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.