فایل کامل رمان جنون دو جانبه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان جنون دو جانبه PDF دارای ۱۱۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان جنون دو جانبه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، ترسناک، طنز

خلاصه رمان:

داستان این رمان درباره پسری به اسم آراد که چند سال پیش بیماری روانی داشت توی تیمارستان بستری بود. با خانوادش مشکل جدی داره و از دار دنیا یه دایی تو خونواده براش مونده. بعد از بیرون اومدن از تیمارستان تلاششو می‌کنه و مهندس عمران میشه و تو یه شرکت مشغول به کار میشه در آمدش هم خیلی خوبه و کم کم به ثبات مالی می‌رسه. اون که داره زندگیشو می‌کنه بعد از یه مدت متوجه آزار و اذیت هایی از طرف یه قوم غریبه میشه و چون قبلا بیماری داشته اوایل کسی حرفاشو باور نمی‌کنه فکر می‌کنن دوباره دیوونه شده ;

قسمتی از داستان جنون دو جانبه :

ضربه‌‌ی محکمی پشتم خورد که از درد کبود شدم و نفسم گرفت. هر هر اهورا بلند شد. اما من واقعا دردم گرفته بود و نمی‌تونستم نفس بکشم سامان سریع متوجه شد اومد ابروش و درست کنه زد چششم کور کرد تند تند میزد پشتم که نفس بکشم و انقدر محکم میزد که نزدیک بود از درد داد بکشم.

با هر بدبختی ای بود دستشو کنار زدم و نفسی راست کردم. -الهی چلاق شه اون دستاتون چراانقد محکم می‌زنین چتونه؟ هر سه شون شبیه علامت تعجب شدن. مهراد: من شاهدم انقدری محکم نزدن که توی پوست کلفت دردت بگیره‌ سامان نگاهی بهم انداخت و طی یه حرکت انتحاری پیرهنمو داد بالا

و مشغول وارسی پشتم شد. اما طولی نکشید آه از نهاد هر سه شون بلند شد. سریع پرسیدم: چیشده؟ اهورا: کبود شده لابد از دیشبه. اعصابم داغون شد. گوش تا گوش سرخ شدن. اهورا و مهراد که فهمیدن یه چیزی هست زل زدن به سامان، سامان هم که خدا خیرش بده نه گذاشت نه برداشت همه

چیزو گذاشت کف دست اینا جوری به من زل زدن که انگار من جنم و روبه روشون نشستم. اهورا: ینی الآن به جن تو بدنته؟ سامان: وای خدا چرا تخیلات شماها انقدر قویه نه این یه حدسه که شاید یه جن داره اذیتش می‌کنه. اهورا: سرچه موضوعی؟ و سوالی به من خیره شد. -نمی‌دونم یادم باشه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.