فایل کامل رمان طالع دریا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان طالع دریا PDF دارای ۹۱۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان طالع دریا PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
من دنیزم! اتفاقات زیادی رو پشت سر گذاشتم برای اینکه خودمو نکشم زندگیمو وقف نجات دادن زندگی دیگران کردم همه چیز میتونست آروم باشه; مثل دریا; اما زندگیم طوفانی شد; بازم مثل دریا; سرنوشتم هم معنی اسممه مجبورم برای شروع دوباره; یکی از بیمارا رو نجات بدم; روانشو درمان کنم بیماری که دچار بیماریه خطرناکیه که شاید تو دنیا نظیرش از تعداد انگشتای دست کم تر باشه اسمش میلاد میم;ی;ل;آ;د. یه اسم پنج حرفی که با خودش سونامی داره ;
قسمتی از داستان طالع دریا :
طی سه ماه گذشته مدام بین کلاس هیپ هاپ و باله درگیر بودم خبری از فریاد نبود و نیاز جوری وانمود میکرد که انگار خوشحاله اما میدونستم چشماش هر از گاهی تو خیابون دنبال کله رنگیش میگرده کارای طلاقش رو انجام داده و امضای فریاد مونده بود. تو باله پیشرفت چشمگیری داشتم;
و از اون مهم تر حالا تو کلاس نیازم هیپ هاپ و زومبا رو خیلی بهتر انجام میدادم. کم کم علاقه پیدا کرده بودم تو باله آرامش میگرفتم و تو هیپ هاپ انرژیمو تخلیه میکردم خودم رو درگیر مشکلات بیمارام میکردم.. پرونده هاشون رو میخوندم و تلفنی و اینترنتی باهاشون در تماس بودم سعی
میکردم سبک لباس پوشیدنم رو تغییر بدم سعی میکردم محکم تر باشم سعی میکردم چیزی باشم که یه عمر دوست داشتم باشم و مامان بابا هم کم کم صداشون در اومده و می خواستن که برگردم. میگفتن حالم خوبه باید بگردم. کفشای باله ام رو تو ساکم گذاشتم و زیپش رو بستم; عمره رو به
بچه ها گفت: میخوام جلسه بعد حرکت جدیدی آموزش بدم حرکتای امروز تمرین کنید نبینم جلسه بعد مثل ملخ میپرین همه خندیدن و سری تکون داد و ساکش رو برداشت. کولم رو رو دوشم انداختم و از کلاس خارج شدم نفس عمیقی کشیدم و به سمت خونه راه افتادم در خونه رو باز کردم کسی خونه نبود ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
