فایل کامل رمان ییلاق دلپذیر PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان ییلاق دلپذیر PDF دارای ۲۱۹۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان ییلاق دلپذیر PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
دختری که در اثر حادثه ای دچار فراموشی شده و در بین عشایری هوش میآید. عدم آشنایی او با پیچ و خم های زندگی عشایری دردسرهایی به همراه داره که باعث شرمندگی خودش و سرگرمی اهالی میشه. خان رضا که خان ایل عشایری است، شش فرزند داره. چهار پسر و دو دختر. دو تا از پسران خان رضا در شهر زندگی میکنند و ماجراهای اصلی از جایی شروع میشه که پسران خان رضا برای شرکت در یک مجلس عروسی، از شهر به ایل میآیند ;
قسمتی از داستان ییلاق دلپذیر :
بعد از حرف های زینب اوضاع برام خیلی فرق کرد. وقتی اتفاقات اون چند روز رو مرور میکردم، میفهمیدم کسی که واقعا به دردسر افتاده خودم بودم نه دیگران. با فکرهام خودمو آزار داده بودم و زندگی رو برای خودم مشکل تر کرده بودم. بعد از اون روز سعی کردم خودمو عضوی از خانوادهی
خان رضا بدونم زینب و گلی خواهرهام شدند و عماد و عارف و عباس و عرفان هم برادرهام. البته هنوز عباس و عرفان رو ندیده بودم; هر دوشون ساکن شهر بودند و اینطور که زینب میگفت به خاطر شغلشون نمیتونستند توی ایل زندگی کنند اواخر مرداد بود و دو ماهی از حضور من توی ایل میگذشت.
تو اون مدت با عارف چند باری به شهر رفته بودم هم برای مراجعه به متخصص مغز و اعصاب و هم برای دادن عکسم به روزنامه ها که شاید خانواده ام روزنامه رو ببینند و سراغی ازم بگیرند اما هیچ خبری نشده بود. خودم هم دیگه چیزی به یاد نیاورده بودم فقط همون ماجرای شراره و ساعت زندگی
کردن بدون گذشته برام عادت شده بود. گاهی اوقات خیلی عذاب میکشیدم ولی فقط گاهی اوقات بقیهی مواقع اونقدر سرگرم بودم که فراموش میکردم برای گذشته از دست رفته ام غصه بخورم برای زندگی روزمره ام برنامه خاصی داشتم. صبح با صدای سرخ تاج (خروس نرجس) بیدار میشدم و ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
