فایل کامل رمان سوز (جلد اول) PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سوز (جلد اول) PDF دارای ۱۵۸۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سوز (جلد اول) PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

امیر هاتف امانی معروف به، سوز رپر موفقیه که مجبور میشه عشقش نعنا رو که به سختی بهش رسیده رو تنها بزاره و خودشو گم و گور کنه; بعد از دوسال دوباره سرو کلش پیدا میشه و می‌فهمه ک بچه داره و می‌خواد تمام تلاششو بکنه که عشقش و بچشو برگردونه پیش خودش; اما نعنا هیچ جوره دلش باهاش صاف نمیشه و باید دید سوز موفق میشه یا نه;

قسمتی از داستان سوز :

از آن روز پیک نیک تا بعد از سیزده بدر امیر هاتف را ندیده بود. مزخرف ترین عید نوروز تمام ادوار را تجربه می‌کرد! هم درس های خودش سنگین شده بود و نمیشد از زیرش فرار کند و هم اینکه پدرش تعطیل بود و همه تا دیر وقت بیدار بودند، نمی‌شد که بپیچاند و به پشت بام برود‌. تنها از طریق

پیام با هم در ارتباط بودند که اصلا کافی نبود. عید راهم تلفنی بهم تبریک گفتند. دلش برای امیرهاتف یه ذره شده بود هم فشار درس و هم دلتنگی امانش را بریده بود و مثل مرغ پر کنده به نظر می‌رسید. سال‌ های قبل انقدر سریع روزها سپری می‌شد که اصلا نمی‌فهمید چطور تعطیلات تمام شده

ولی حالا زمان مثل راه رفتن لاک پشت برایش طولانی می‌ گذشت. امیرهاتف هم بی قرار بود و تمرکز نداشت. ولی به او چیزی بروز نمی‌داد تا حداقل تمرکز او را به هم نزند! با وجود اینکه امکان دیدن شیوید را نداشت، در تعطیلات عید با دایی مراد این ها به سفر نرفت! طاقت دوری از او را نداشت و به

این که می‌دانست در خانه‌ی کناری اش حضور دارد، قانع بود. نعنا به هر بدبختی‌ای بود تحمل کردو دوام آورد روز چهاردهم به امیر هاتف پیام داد و برای شب قرار گذاشتند. شب که به پشت بام رفت پایش به آنجا نرسیده امیرهاتف سریع سمتش رفت اشک از چشمان نعنا جاری شده بود. امیر هاتف سرش را ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.