فایل کامل رمان ماه خون (جلد اول) PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ماه خون (جلد اول) PDF دارای ۱۰۵۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ماه خون (جلد اول) PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی، فانتزی، معمایی، ماجراجویی

خلاصه رمان:

داستان در دهکده ای کوچیک در شمال ایران اتفاق می‌افته. دهکده ای در محدوده کوه بیکی (بیکی به معنی چنگال گرگ) دهکده ای که طبق خرافات هر بیست و پنج سال زیبا ترین دختران روستا ناپدیدی میشن و بعد از ماه  برمیگردن; بدون اینکه چیزی به خاطر داشته باشن و بدون اینکه دیگه; ماه خون، داستان تی تی (به معنی شکوفه) دختری ۱۷ ساله در این روستاست ;

قسمتی از داستان ماه خون :

اون شب تا بخوابیم فقط بحث گرگ و دزدیدن مریم بود. بابا و چند نفر دیگه قرار شد فردا برن تو جنگل دنبال گرگ. منم باز باید خونه می‌موندم و جایی نمی‌رفتم. صبح مثل همیشه بیدار شدمو رفتم سمت آشپزخونه. هوا تازه روشن شده بود و از بارون دیشب کل حیاط و جنگل تازه بود. اگه هر

شرایط دیگه ای بود تا آب جوش بیاد می‌رفتم تو جنگل قدم می‌زدم اما الان نه الان یه ترسی تو وجودم بود که نمی‌ذاشت از جلو سماور تکون بخورم. بعد صبحانه بابا اینا رفتن و من برگشتم تو خونه. با مجله و کتابای قدیمی خودمو سرگرم کردم تا ساعت شد باید نهار دست می‌کردم. از پشت پنجره

جنگلو بررسی کردم که حس کردم دوباره همون پسرو دیدم درست همونجای دیروزی.. روسریمو برداشتمو سر کردم سریع رفتم بیرون و کفشمو پوشیدم آروم و قدم زنان داشت رد میشد که داد زدم: آهای; تو کی هستی؟ حتی برنگشت سمت صدام. -هی.. آقا.. با توام.. بدون توجه به صدای من مسیرشو

از کنار حیاط گرفته بود و می‌رفت داخل جنگل. ترسیدم پشت سرش برم اما از حرص جواب ندادن بهم یه تیکه چوب خشکیده از رو زمین گرفتمو پرت کرد سمتش‌. تیکه چوب به کتفش برخورد کردو یهو ایستاد بلاخره برگشت سمتم. اول نگاهم کرد اما بعد به اطراف نگاه کرد انگار دنبال چیزی بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.