فایل کامل رمان خون شیرین (جلددوم) PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان خون شیرین (جلددوم) PDF دارای ۵۹۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان خون شیرین (جلددوم) PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، تخیلی

خلاصه رمان:

این رمان در مورد دختری به اسم شیرین که بعد از فرار از دست پیمان به همراه خواهرش شیدا گیر یه دسته خون آشام میوفتن. شیرین بعد از اینکه از ماجرا خبر دار میشه درصدد اینکه از اونجا برن اما همه چی با مرگ خواهرش بهم می‌ریزه ;

قسمتی از داستان خون شیرین :

صورتمو دست کشیدمو کلافه بلند شدم اتاق هیچ پنجره ای نداشت. از فضاهای اینجوری متنفر بودم. به سمت در رفتم که در خودش باز شد. بهروز نگاه بی‌روحی بهم انداختو گفت: بیاین بالا صبحانه. اینو گفتو درو بست شیدا به زور بلند شد و دست و روش رو شست و هر دو از اتاق بیرون زدیم تازه

دیدم کجائیم. یه راهرو طولانی با کلی اتاق دختر و پسرهای مختلف از اتاق ها می‌اومدن بیرون همه با لباس مشابه ما از پله ها بالا رفتیمو وارد به سالن بزرگ که شبیه سلف دانشگاه بود شدیم هر کس صبحانه می‌گرفتو سر یه میز می‌نشست. اما چیزی که عجیب بود حضور دخترایی بود که تقریبا لباس

های کوتاه مشغول صبحانه خوردن یا قدم زدن بودن. شیدا آروم گفت: اینجا دیگه کجاست. چیزی نگفتم چون خیره به گردن اون دخترا بودم رو همه جای نیش بود. به شیدا نگاه کردم یقه لباسمون بالا بود و نمی‌ذاشت گردنشو کامل ببینم. در حالیکه سینی صبحانه رو می‌گرفتین و سرمیز می‌نشستیم

گفتم: گردنتو ببینم شیدا. -چرا؟ -گردن اون دخترارو نگاه کن همه جای نیش داره. شیدا سریع یقه لباسشو پائین داد اما گردنش سالم سالم بود. با صدای بهروز سریع یقه اش رو درست کرد که گفت: صبحانتون رو که خوردین بیاین طبقه بالا تمرین دارین. -تمرین چی؟ -‌خودتون می‌فهمین. اینو گفتو رفت ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.