فایل کامل رمان منجی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان منجی PDF دارای ۴۳۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان منجی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، طنز

خلاصه رمان:

داستان زندگی دختری به نام ماهرخ; دختری خیلی آروم اما بعضی اوقات شیطون، پر از شرم دخترانه و عاشقانه‌های ناب ; تا به حال تو زندگیش با هیچ پسری رابطه نداشته اما; دختری که به دست پدرش روبه تباهیست.. معامله‌ی ناموس در اِزای مواد.. و پسری از جنس مردانگی و آتش، که زندگی دختر را بخاطر انجام وظیفه نجات می‌دهد.. اما منجی او می‌شود، و عشق مهمان ناخوانده‌ی دل او; منجی که زندگی سرشار از هیجان و عشق برای دختر می‌سازد ;

قسمتی از داستان منجی :

امروز اصلا حال و حوصله هیچیو نداشتم تقریبا دو ساعتی از اومدنم که می‌گذشت عماد اومد جلوی میزم وایستاد و یک دستش و گذاشت روی میز اون یکی دستش هم توجیبش بود مثلا میخواست ژست خاص بگیره اما من در برابرش خنثی بودم و فقط به چشم یک رئیس بهش نگاه می‌کردم جدیدن

نمی‌دونم چرا هی دور و بر من می‌پلکه تو هر فرصتی خودشو به میز من می‌رسونه سرحرفو باز می‌کنه حالا هر موضوعی که باشه برای رفت و آمدمم که میگه من هستم نیازی نیست با کس دیگه ای برین، خیلی پرو شده هیچ دلم نمی‌خواد این رفتاراشو ادامه بده بهش سلامی کردم و دوباره به صفحه‌ی

مانیتور زل زدم. چند دقیقه ای گذشت ولی انگار قصد حرف زدن نداشت همینطور که به مانیتورنگاه می‌کردم گفتم: کاری داشتین آقاعماد؟ -نه نه راحت باش فقط اومدم بگم هر وقت خواستی بری می‌رسونمت میخوام در مورد یک موضوعی باهات حرف بزنم. -ممنون خودم میرم شایدم مسیح بیاد

دنبالم. -هه عجب، چه فرقی می‌کنه که من ببرمت یا مسیح درضمن تو جامعه‌ی الان به هیچ کس اعتماد نکن، هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی‌گیره از من به تو نصیحت. از شدت حرصی که می‌خوردم و حال بدم رنگ صورتم احساس می‌کردم سرخ شده و الانه که از سرم آتیش بزنه بیرون ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.