فایل کامل رمان آسیمه سر PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آسیمه سر PDF دارای ۱۲۳۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آسیمه سر PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
تارای ساله عاشقه; عاشق تموم کسایی که دور و برش هستن و وجود دارن. تموم کسایی که به زندگیش معنا میدن; برای خوشحالی هر کسی می تونه از خواسته هاش بگذره; به حدی که حتی فراموش میکنه خواسته هاش چی هستن. الوند ساله عاشقه; عاشق خودش; وجودش; بودنش; الوند می تونه بخاطر خودش پا روی هر چیزی بزاره; تقابل دو شخص با دیدگاه کاملا مختلف; دو حس; دو شخصیت; دو خواسته متفاوت; در کنار هم!
قسمتی از داستان آسیمه سر:
“تارا” دستمو زده بودم زیر چونم و به بارونی که به شیشه میخورد خیره بودم زمزمه کردم تو هر شهر دنیا که بارون بیاد، خیابونی گم میشه تو بغض و درد; تو بارون مگه میشه عاشق نشد؟ تو بارون مگه میشه گریه نکرد؟ مگه میشه بارون بباره ولی دل هیشکی واسه کسی تنگ نشه; صدایی از پشت
سرم گفت: تارا باز تو بارون غرق شده.. لبخندی روی لبم اومد سارا در جواب پیمان گفت: امروز از صبح سرحاله، داره لحظه شماری میکنه که بارون تموم نشه; صدای جدی این روزهای شرکت پرسید: چرا؟ سارا با هیجان گفت: چون میخواد بره زیر بارون راه بره مچ دستمو بالا آوردم، فقط نیم ساعت دیگه
به پایان ساعت کاری وقت بود. صدای گوهری رو شنیدم که گفت: امروز نیم ساعت زودتر برین خونه. چنان از جا پریدم و به سمتش برگشتم که همه به خنده افتادن. گوهری سرشو به تاسف تکون داد و گفت: جمع کن برو به بارونت برسی; دستام و بهم کوبیدم: مرسی آقای گوهری; خیلی خوبین.
همه میخندیدن و من نگام روی چشمای متعجب جناب اروند خان سپهر ثابت موند. لب پایینم رو بین دندونام کشیدم و فشردم انگار فهمید خجالت کشیدم که برگشت و به سمت اتاقش رفت سارا پشت میزش ایستاد و حین جمع کردن وسایلش گفت: فقط بخاطر توئه که نیم ساعت زودتر میریم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
