فایل کامل رمان اغواگر من باش PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان اغواگر من باش PDF دارای ۱۱۱۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان اغواگر من باش PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی

خلاصه رمان:

رز و بهراد طی ماموریتی در یک خانه با یکدیگر حبس می‌شوند و; بهراد که پسری مذهبی است مجبور به صیغه کردن رز که دختری بی قید و بند است می‌شود! آنها فقط برای کارشان با هم محرم می‌شوند اما در این بین اتفاقاتی می‌افتد که;

قسمتی از داستان اغواگر من باش :

” بهراد ” پوفی کشیدم و سوار ماشین شدم ماشین را روشن کردم و محکم روی فرمان کوبیدم به درب ورودی خانه نگاهی انداختم و از روی خشم دستم را مشت کردم حوصله‌ی این دخترک لوس و بی‌حیا را نداشتم. سرم را روی فرمان گذاشتم و به انتظارش ایستادم. نمی‌دانم چند دقیقه گذشته بود که

صدای در ماشین را شنیدم در باز شد و من سرم را بالا آوردم. ناخوداگاه به طرفش چرخیدم و نگاهش کردم. می‌خواستم ببینم چه لباسی پوشیده است چادر سفیدی که رویش گل‌های ریز نارنجی و صورتی قرار داشت پوشیده بود و طره ای از موهایش را بیرون انداخته بود. چادرش را سفت چسبیده بود

نگاهی به من انداخت و با همان لحن نازدارش گفت:حالا تیپم اکیه؟ می‌تونم بشینم؟ هر چه می‌خواستم نگاه از او بگیرم نمی‌توانستم. پیش خودم اعتراف کردم که چادر خیلی به او می‌آید. همانطور که به او زل زده بودم گفتم: بشین. خندید; شیرین و با ذوق; چادرش را باز کرد بنشیند و باز کل اندام

بی نقصش نمایان شد. این بار استغفرالله‌ی زیر لب گفتم و نگاه از او گرفتم. سوار شد و صدایش را شنیدم: بزن بریم. پایم را روی گاز گذاشتم و به راه افتادم. چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که بینی‌اش را جمع کرد و پیف پیف راه انداخت. با اخم گفتم: باز چی شد؟ دو دقیقه نمی‌تونی ساکت باشی تو؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.