فایل کامل رمان دشت آنا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان دشت آنا PDF دارای ۹۱۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان دشت آنا PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، خارجی
تعداد صفحات :
خلاصه رمان:
پرسفون دومین دخترِ قدرتمندترین زن شهر، مدتهای زیادی رو برای فرار از شهر و زندگی اجباری و کسالت بارش تلاش کرده و حالا که در یه قدمی آزادیش قرار داره، توسط توطئه مادرش در یک عمل انجام شده قرار میگیره و در بزرگترین مهمانی سال و حضور تمام بزرگان شهر به نامزدی حاکم بزرگ، قاتل و پیر شهر، در میاد. اما پرسفون همون شب فرار میکنه و حتی مرگ رو به این حقارت ترجیح میده. ولی سرانجام فرارش به ربوده شدن توسط بزرگترین دشمن این حاکم می انجامه. مردی بسیار خطرناک که سال هاست افسانهای بیش نبوده و بردن اسمش برای وحشتکردن کافیه ;
قسمتی از داستان دشت آنا :
لحظهای که درهای اسانسور بازشدن سایکی عملا منو خودش رو از اسانسور میکشه بیرون و ما وارد یک سالن عریض و مرمری دیگه میشیم و از اونجا به سمت یک درب فرعی خروجی میریم بلاخره به یکی از حیاط های انگشت شماری که کل ساختمون رو احاطه کردهاند میرسیم یک باغ کوچیک
و هرس شده در میان کل شهر. الان باغ تو خواب زمستانی فرو رفته، از همون زمانی که ما داخل سالن بودیم یه برف سبکی شروع به باریدن کرده بود و حالا باغ مه الود شده بود. سرما مثل چاقو به تنم نیشتر میزنه، و این نیشتر های چاقو به جونم نوشه! هر چیزی بهتر از اینه که یک لحظهی دیگه
بیشتر توی اون اتاق بمونم برج دودونا در مرکز شهر المپیوس واقع شده یکی از معدود املاکی که به طور مشترک متعلق به همهی سیزده عضو است. نه فقط متعلق به یک نفر گرچه همه میدونند این زئوسه که از همه مهمتره یک اسمان خراش بسیار بزرگ و زمانی که من بچه بودم و نمیدونستم که دور و
اطرافم چه خبره، فکر میکردم که اینجا جادوییه سایکی منو به طرف یه سکوی سنگی میکشه و میپرسه: میخوای سرت رو بذاری روی زانوهات؟ گفتم:اینکارم بکنم کمکی بهم نمیکنه دنیا دست از چرخیدن که برنمیداره. من باید; نمیدونم! نمیدونم که باید چیکار کنم من همیشه عمرم میدونستم که ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
