فایل کامل رمان کد آبی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان کد آبی PDF دارای ۲۰۵۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان کد آبی PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی

خلاصه رمان:

همه میگن بزرگترین و مخ ترین دکتر تهرون؛ ولی من میگم عوضی ترین و دخترباز ترین پسر تهرون! روزبه سرمد یه پسر سی و چند ساله‌‌ی عوضی نخبه‌س که تقریباً تمام پرسنل بیمارستان خصوصیش؛ از زن و مرد گرفته تو کَفِش تاید شدن حالا; این قناری‌ خفن خوش هیکل قد بلندی که حتی سیبیل کلفتای حراست بیمارستانم می‌خوان واسه یه بار باهاش بر بخورن از شانس خوب یا بد پسر عموی مزخرف منه!

قسمتی از داستان کد آبی :

-شنیدی؟ میگن برادر زاده‌ی دکتر سرمد اومده بیمارستان ما. پرستارهای جوون دور هم جمع شدن و بساط غیبت و حرف بردن آوردن حسابی داغه یکیشون با هیجان می‌پرسه: کدوم دکتر سرمد ؟ منوچهر سرمد؟ همون که رییس بیمارستان ;؟ صدای آروم یکی دیگه شون رو تشخیص میدم: خود خودشه

روزبه سرمد، برادر زاده‌ی منوچهر سرمد، شنیدم خیلی ام خوشتیپه. نفر اولی که خبر دسته اول رو داده، مشکوک می‌ پرسه: پس چرا اومده اینجا بیمارستان عموی خودش که صد برابر اینجا تجهیزات داره. قاشق پلاستیکی رو توی محتویات لیوان کاغذی می‌چرخونم صدای مشکوکی به گوشم می‌رسه:

همینو بگو وای خیلی کنجکاوم ببینمش یعنی راسته با عموش اختلاف داره؟ خدا می‌دونه، اگه اختلاف نداشت وسط بیمارستان دولتی و یه گله دانشجو چیکار می‌کرد؟ تو بهترین بیمارستان خصوصی و تخصصی چشم پا می‌انداخت رو هم ریاست می‌کرد! دکتر سرمد که بچه ام نداره. پوزخندی میزنم

و به بوفه دار تریا میگم: یه بایکت تلخ لطفا. پرستاری که کنار من ایستاده با حسرت آه می‌کشه: یعنی واقعا جز اساتیده؟ خوش بحال دانشجوهاش استاد جوون جذابم آرزوست والله! برا ما که همشون به مشت پیر خرفت بودن. بقیه می‌خندن و یکی از دخترها با اعتماد به نفس میگه: دکتر سرمد بچه داره خنگا ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.