فایل کامل رمان آقای گارسیا (جلد سوم) PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آقای گارسیا (جلد سوم) PDF دارای ۱۷۹۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آقای گارسیا (جلد سوم) PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، خارجی
خلاصه رمان:
اون جذاب و محتاطه. از همون لحظهی اولی که چشمامون با هم قفل شد میدونستم پر از مشکله. سرکارم باهاش ملاقات کردم، روز اولی بود که باریستا شده بودم. اون لبخند زد و من ذوب شدم… سپس قهوهای که درست کردم رو مزه کرد و بخاطر طعم بدش انداختش دور. دوباره روز بعد و روزهای بعد اومد. از قهوههام متنفر بود اما مدام برمیگشت. بازیشو میدونستم. به قهوهام میگفت مرگی توی فنجون و من بهش می گفتم هدیهای از طرف خدا برای زنها. دروغ هم نمیگفتم سپس بیرون کافی شاپ همدیگه رو دیدیم و اون زمان بود که همه چیز جالب شد ;
قسمتی از داستان آقای گارسیا :
ساعت شلوغی صبح در لندن همیشه پر هیجانه. مثل مکانی شلوغ پر از آدم های پرمشغله بود، و من فرقی با بقیه ندارم عجله دارم تا به کارم توی قهوه خونه برسم. طبق معمول بخاطر درس خوندن تا اول صبح دیر رسیدم. واقعاً نیاز دارم که در آزمون امروز بعد از ظهر امتیاز بالایی کسب کنم وقتی
بورسیه تحصیلی کامل برای مدرک حقوقم گرفتم شگفت انگیز بود اما الان زندگی اون سوی دنیا دور از خانواده و دوستام دیگه شگفت انگیز نیست. اگه به اندازه کافی امتیاز جمع کنم امیدوارم به آمریکا برگردم و اونجا تحصیل کنم حداقل در اون صورت من خانواده ام رو کنارم دارم و
دانشجوی ورشکست بودن اونقدرها هم حس تنهایی نخواهد داشت. به سمت یک چهارراه شلوغ رفتم. شلوغه و افراد زیادی برای عبور از خیابان منتظرند تا چراغ ها عوض بشن در مقابل ردیف مغازه ها ایستادم و منتظر مودم فقط نگاهی بهش انداختم و مردی زانو زده ژولیده و بی کفش رو دیدم
اون روی زانوهاش نشسته و یک فنجان بیرون آورد و از اطرافیانش پول میخواست کیفم رو بیرون آوردم، لعنتی، پول نقد ندارم. قلبم منقبض شد چون همه وانمود میکردن که اون رو نمیبینند، مثل اینکه وجود خارجی نداره یا براشون مهم نیست–لکه ننگ جامعه. چطوری در مقابل ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
