فایل کامل رمان تعبیر بیداری PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تعبیر بیداری PDF دارای ۲۱۹۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تعبیر بیداری PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، معمایی

خلاصه رمان:

حَوا می‌میرد. قلبش از کار می‌ایستد و از خواب بیدار نمی‌شود. فرزندانش جمع می‌شوند دورِ هم، فرزندانی که از او زخم‌خورده‌اند؛ آدم‌هایی که حالا نمی‌دانند بابتِ مرگ او چه حسی باید داشته باشند. آن‌ها می‌خواهند گذشته‌ را با حوا دفن کنند و افشای رازها، به آن‌ها می‌فهماند که هرگز نمی‌شود گذشته را دفن کرد;

قسمتی از داستان تعبیر بیداری :

سپهر کفشهای مه رو را جلوی در ندید. حتماً آمده و جر و بحث‌هایش را با بهرام کرده بود و بعد هم فلنگ را بسته بود. در عوض پاشنه بلندهای خوشگل قائمی را تشخیص داد یک جفت کفش زنانه‌ دیگر هم دید. حتماً قائمی با مادرش محض عرض تسلیت آمده بود. آن‌ها از اقوام دور آبان بودند و چون

آبان، قائمی را به عنوان منشی برای آموزشگاه معرفی کرده بود، رابطه‌ی نسبتاً خوبی داشتند هفت سال پیش که سپهر، پونه قائمی را توی آموزشگاه دیده بود یادش آمده بود آخرین بار او را کجا ملاقات کرده بعد هم لبخند پهنی به نشانه‌‌ی آشنایی دیرینه تحویل پونه داده بود و قائمی معذب خودش

را جمع کرده بود. بنده خدا خیلی طول کشید تا به این واکنش های ناگهانی سپهر عادت کند. بهرام توی خانه نبود. آبان نشسته بود رو به روی پونه و کنار دست مادرش ماری سینی چای به دست از آشپزخانه می‌آمد و پروانه داشت ظرف خرما را می‌گرداند. آرش لابد به خاطر سفارش های

جدیدش خودش را حبس کرده بود توی اتاق. آتوسا هم یا شیفت بود یاخواب بود. سپهر اگر کمی تحکم به خرج نمی‌داد گندم به راحتی قانعش می‌کرد تا صبح در خیابان ها بگردند. به زور جلوی ساختمان پیاده اش کرده بود و تا وقتی کلید نینداخته بود چشم ازش برنداشته بود. دختر‌ک کله شق!

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.