فایل کامل رمان آینه ای در برابر آینه ات می‌گذارم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آینه ای در برابر آینه ات می‌گذارم PDF دارای ۱۶۹۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آینه ای در برابر آینه ات می‌گذارم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

پسر جوونی به خاطر کار، از آمریکا به ایران میاد. در خلالِ کار، تصمیم میگیره دنبالِ بهونه ای بگرده که مادرش رو بعد از بیست و پنج سال به ایران بکشونه. بهونه ای که دنبالشه، هم مربوط میشه به گذشته‌ی مادرش و هم عاشق شدنِ خودش …

قسمتی از داستان آینه ای در برابر آینه ات می‌گذارم :

کمرش تازه بهتر شده بود و بعد از دو روز توانسته بود به مدرسه برود. سیما غر میزد سر به هوایی کرده ولی هانیه بابت برخورد امیرعلی هنوزهم در هپروت و رویا سیر می‌کرد. عصر که به خانه رسید، حیاط آب و جارو شده بود و فقط توی باغچه برف‌های کدر و مانده تلمبار بود. منقل گرد ایران

خانوم روی پله ها بود و از در اتاقشان، صدای حرف می‌آمد. حتما مشتری داشتند که مجبور شده بود به اتاق برود. دو روز بود ذوق داشت؛ حتی وقتی با محبت برای هانیه آش آورده بود و یک قوطی روغن سیاه بدبو که به کمرش بمالد. نشست کنار علاء الدین و مثل همه آن دو روز، غرق فکر شد. از همان

شب دیگر ندیده بودش گاهی صدای حرف زدنش را با سیما از حیاط می‌شنید که سفارش می‌کرد در نبود عمو ناصر، هر چه نیاز دارند به او بگوید. با سلام و علیکش را با آقا صابر که همیشه بلند حرف می‌زد. دلش برای نگاه نگران او تنگ شده بود ولی مگر با وجود مادرش می‌توانست دست به ظرف ببرد

یا بخواهد در غذا پختن کمکش کند که بتواند به بهانه‌ای سر راه امیر علی سبز شود؟ صدای موتور که آمد فکر کرد آقا صابر است ولی یا ا; امیر علی باعث شد با وجود درد، سریع بلند شود و کنار پرده بایستد. پرده‌ی جلوی در تکان خورد بعد امیر علی وارد حیاط شد. ایران خانوم و پشت سرش سیما و ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.