فایل کامل رمان آینه های خونین PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آینه های خونین PDF دارای ۲۳۶۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آینه های خونین PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اکشن، معمایی، پلیسی، هیجانی

خلاصه رمان:

بارت مددی، آخرین بازمانده‌ی مافیا قاچاق که توانست از حصار پلیس‌ها فرار کند و خدمتکار خنگش را هم بتواند از دست دشمنانش حفظ کند! حالا او به دنبال انتقام از کسانی است که موجبات از دست دادن قدرتش را فراهم کرده‌اند. اما غافل از نفوذیی که;

قسمتی از داستان آینه های خونین :

او مثل همیشه بدون آن که به کسی یا چیزی توجه ای کند. وارد سالن شد. همان طور که گره‌ی کراواتش شل بود و کت بلندش روی ساعد دست چپش تاب می‌خورد سمت اتاقش رفت. ساعت یک نیمه شب بود یعنی تا به این ساعت شامش را خورده؟ لیلی حدود بیست دقیقه بعد از ورودش رو به روی

در اتاقش ایستاده بود تا بپرسد شام را برایش سرو کند یا نه هنوز به در تقه ای نزده بود که باز شد. بارت در حالی که تمام دکمه های پیراهنش باز و آن گردنبند نقره‌ لعنتی هم برخلاف باقی دفعات، کامل نمایان بود؛ با شلوار پارچه ای به رنگ آبی نفتی ،سیر، بدون اهمیت جلوی لیلی ایستاد. دستی لابه لای

موهای به هم ریخته اش برد و سؤالی و دست به سینه لیلی را نگاه کرد. پس هنوز لباس هایش را هم عوض نکرده بود. بعد از کمی سکوت پرسید: ام; شام بیارم؟ _نه. لیلی کمی پاهایش را جابه جا کرد و بی تفاوت از لحن خنثی بارت ادامه داد: امروز دو نفر اومده بودن با شما کار داشتن. بارت همان

طور که خسته شقیقه اش را ماساژ داد پرسید: کیا؟ _ما دو نفر رو میگه جناب مددی. لیلی بدون این که گرد شدن چشم هایش دست خودش باشند سمت سامی و میترا برگشت. آن دو کی بالا آمدند که او نفهمید؟ سامی جلوتر آمد و با بارت مردانه دست داد اما میترا از همان دور با لبخند سری تکان داد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.