فایل کامل رمان دژبان PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
6 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان دژبان PDF دارای ۶۴۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان دژبان PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

آریا سعادتی مرد سی و شیش ساله ای که مدیر مسئول یکی از سازمان های دولتیه.. بعد از دو سال; آرایه، عشق سابقش و که حالا با کس دیگه ای ازدواج کرده می بینه. ولی وقتی می‌فهمه که شوهر آرایه کار غیر قانونی انجام میده و حالا برای گرفتن مجوز محتاج آریا شده تصمیم می‌گیره از قدرتش سو استفاده کنه و از آرایه می‌خواد که در ازای امضای مجوز پرستار بچه اش بشه تا اینکه ;

قسمتی از داستان دژبان :

ذهن درگیرم اجازه کار بیشتر توی اون روز و بهم نداد. برای همین یه سری از کارام و کنسل کردم و رفتم خونه بابام تا آران و ازشون تحویل بگیرم. اگه انقدر توی انتخاب پرستار مناسب وسواس به خرج نمی دادم; الآن مجبور نبودم برای چند روز نگهداری از بچه ام التماس مامانم و بکنم ولی باز از

نظرم این شرایط بهتر از این بود که بخوام پای هر کس و ناکسی رو با عنوان پرستان به خونه ام باز کنم. ساجده که در خونه رو به روم باز کرد رفتم تو و پرسیدم: آران کجاست؟ -بالا تو اتاقشه; -برو حاضرش کن وسایلشم جمع کن بیارش پایین; با تردید نگاهم کرد و بعد از یه کم دست دست کردن

گفت: آقا مشکلی پیش اومده؟ آخه; بهش قول دادم که غروب ببرمش پارک. -لازم نیست کاری که گفتم بکن. -چشم حداقل بشینید براتون شربتی چیزی! تمام عصبانیتی که امروز به بهانه مختلف تو وجودم جمع شده بود و اصلی ترینش دیدن دوباره آرایه بود و سرش خالی کردم و داد زدم:

-گفتم برو بیارش کری مگه؟! با سرعت باد از پله ها بالا رفت و منم با کلافگی خودم و پرت کردم رو مبلای هال و چشمام و بستم. ظرفیت امروزم بیش از حد پر شده بود و فقط خدا خدا می کردم با مامانم رو به رو نشم تا بیشتر از این سرریز نشه.. ولی خیلی نگذشت که صداش از پشت سرم شنیده شد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.