فایل کامل رمان یک سیب و دو آدم PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان یک سیب و دو آدم PDF دارای ۷۳۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان یک سیب و دو آدم PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
روایتگر زندگی دختری ساده به نام ” آلما ” است که نه شیطنت هایش همه را کلافه کرده و نه زندگی رویایی دارد؛ او دختری مهربان و ساده در یکی از کوچه پس کوچه های وسط شهر شیراز در یک خانه ساده، کنار خانواده های رنج دیده و پدری که در چنگال اعتیاد اسیر است، زندگی میکند. آلما، همان سیب ممنوعه ای است که وسوسهی چیده شدن را به دلِ آدمی میاندازد که اگر چیده شود، آدمی (همانند حضرت آدم) محکوم به حبس ابد در زمین است; یک سیب و دو آدم؟! سرانجام چه میشود؟
قسمتی از داستان یک سیب و دو آدم :
از سرویس مخصوص کلینیک پیاده شدم و به سمت خانه قدم برداشتم وارد کوچه شدم و همین که به خانه رسیدم با سه موجود آشنا برخوردم هرسه به سمتم برگشتند که همانند خطاکارها در جا خشکم زد. در مقابل نگاه های مشکوکشان سری به طرفین تکان دادم و پرسیدم: سلام. چیزی شده؟
با دیدن چشمهای متعجب و صورت مبهوتم به سرعت به خود آمدند. دنیا لبخندی زدو پاسخ داد: سلام خانم روانشناس نا پیدایی ها... _من؟ _بله تو! دایان و هاکان نیز به آرامی سلام کردند که از ترس درگیری دوبارهی بدنم با تغییر آب هوایی چشم هایشان بدون نگاه کردن به صورتشان پاسخ دادم.
_چند روزه نیستی نکنه دوست جدید پیدا کردی؟ با یادآوری قضیهی ماهک خنده ای کردم و پاسخ دادم: نه بابا این مدت درگیر پلیس بازی بودم. _چی؟ پلیس چی؟ _داشتم یه نفر رو تعقیب میکردم. به سمتم آمد و با ذوق گفت: ایول بابا بریم تو برام توضیح بده. خداحافظی سرسری با دایان و هاکان
کردیم و وارد خانه شدیم روی یکی از تخت ها نشستیم که شروع کرد: خب؟ _هیچی بابا مربوط میشه به کارم قراره با خانوادهی یکی صحبت کنم این مدت دنبالش میرفتم که بعضی کاراش رو زیر نظر بگیرم. _اوه چرا تو لفافه صحبت میکنی نکنه یه رازه؟ _آره من قول دادم به کسی نگم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
