فایل کامل رمان غم و عشق PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان غم و عشق PDF دارای ۲۳۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان غم و عشق PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

رادا دختری از دیار درد وغم، فرزندی نا خواسته… دختری که در اوج کودکی طعم تنهایی و درد رو می‌چشه و با پدر بزرگ و نامادری پدرش زندگی می‌کنه. رادا فاقد از هر نوع احساس و دوست داشتنه دختری سرد و بی تفاوت، دختری با حسرت کودکی… با ازدواج سارا خواهر رادا با پسری به نام بنیامین شایسته، پای رادا ناخواسته به خانواده‌ی شایسته باز میشه و اونجا طعم محبت و دوست داشته شدن رو می‌چشه، با اومدن آوید شایسته پسر از فرنگ برگشته‌ی خاندان شایسته با همه شایعه ها ونقطه های مبهم در زندگیش همه‌ی معادلات رادا برای اینده اش یک باره از هم می‌پاشه و ..

قسمتی از داستان غم و عشق:

با درد بدی چشمامو از هم باز کردم دستمو رو شکمم گذاشتم و محکم فشار دادم هوا هنوز تاریک بود گوشیمو برداشتم و به ساعتش نگاه کردم ساعت چهار و نیم بود دل درد و حالت تهو لحظه ای رهام نمی‌کرد همین طور که خوابیده بودم به خودم می‌پیچیدم با اینکه برام طبیعی شده بود ولی باز;

شدت تهوم انقدر زیاد بود که دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و سریع به سرویس بهداشتی رفتم و محتویات معدم رو خالی کردم همه سر تا پام خیس عرق سردم بود کم کم داشت لرزم می‌گرفت به زحمت از جام بلند شدم و به اتاق رفتم توی تاریکی با سختی چمدانم رو پیدا کردم و سویشرتم رو بیرون

کشیدم و تنم کردم و گوشه‌ی اتاق نشستم و خودم رو مچاله کردم و زانوهام رو توی شکمم جمع کردم و فشار می‌دادم درد طاقتم رو داشت میگرفت چشمام از زور درد باز نمیشد نفسام کند شده بود; پنج سالی بود که اینطوری می‌شدم درست از زمانی که مادر جون فوت کرد درد منم شروع شد، از معدم

بود دردام عصبی بود و هر موقع اینطور می‌شدم تا چند روز نا نداشتم روی پاهام وایسم هر چی هم دکتر رفته بودم گفته بودن عصبیم باید از استرس و مواردی که باعث عصبی شدنم بود دوری می‌کردم ولی الان نمی‌دونم چرا دوباره اینطور شده بودم; انقدر درد داشتم که حتی قدرت نداشتم بلند بشم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.