فایل کامل رمان حس مات PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان حس مات PDF دارای ۳۰۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان حس مات PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، کلکلی، طنز
خلاصه رمان:
اتفاق ها افتاده بود. آتیش ها سوزونده شده بود و همه چیز ظاهرا خاکستر شده بود. تا اینکه دبیر فیزیک با تجربه شهر، ماه دوم سال تحصیلی فوت کرد و کلاس هایش بین دبیرهای دیگر تقسیم شد. دبیرهای با سابقه تر کلاس های مهم تر مثل پیش دانشگاهی و سال سوم را برداشتند و کلاس های اول و دوم خودشان و اول و دوم دبیر فوت شده، بین یکی دو دبیر جوان تر تقسیم شد. دختر قصه ما هم که با پارتی به زور در آموزش و پرورش جا داده شده بود، به او پنج کلاس رسید. یکی در مدرسه دولتی و چهار تا در مدرسه غیر انتفاعی!
قسمتی از داستان حس مات :
با متوقف شدن ماشین، گلناز که روی صندلی جلو نشسته بود با ذوق دستانش را به هم کوبید و در را باز کرد و پیاده شد. یلدا هم به سرعت در حالی که او را صدا میزد دنبالش رفت. قبل از این که به در ماشین برسم صدای نیما مرا در جایم متوقف کرد: میشه یه لحظه بشینی؟ سوالی نگاهش کردم از
آینه نگاهم میکرد. _در رو ببند. دستم را دراز کردم و در را بستم. خودش هم در جلو را بست و ماشین را به حرکت در آورد و کمی جلوتر جایی که نسبتا تاریک بود ماشین را متوقف کرد و به عقب چرخید و بی مقدمه گفت: میدونم الان توی این روزها و شب ها; اصلا وقتش نیست; اما
گاهی اوقات اونقدر ذهنم درگیر میشه که; کلافگی اش را حس میکردم نفسش را بیرون فرستاد و گفت: کسی توی زندگیته یاقوت؟ ابروهایم درهم رفت: اینکه به خواستگاری تو جواب منفی دادم دلیلش فقط اینه که کسی توی زندگی منه؟ متوجه خشمم و حرف بدی که زده بود شدو با دست
پاچگی گفت: نه منظورم اینه که; حرفش را قطع کردم و حرف دلش را زدم: تو هم گیرت روی فرزینه؟ اخم کرد و من ادامه دادم: هر چند اصلا به تو ربطی نداره ولی بذار بگم تا خیال تو و اون عمهی فضولت راحت بشه، فرزین شاید برادر خونی من نباشه اما من میخوام خواهری رو در حقش تموم کنم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
