فایل کامل رمان تو بخواه تا من عاشقی کنم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تو بخواه تا من عاشقی کنم PDF دارای ۹۱۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تو بخواه تا من عاشقی کنم PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

سلافه دختری خود ساخته و محکم که به دلیل ادامه تحصیل پا به تهران می‌گذارد و به همراه دوست صمیمی اش در زیر زمینی ساکن می‌شود اما در همان روزهای نخست متوجه خانه مشکوک همسایه می‌شود و با کنجکاوی همیشگی اش سعی در افشا کردن رازی سر به مهر دارد. در این داستان همراه می شویم با شیطنت ها، کنجکاوی ها و عاشقانه های بی تکرار و ناب ;

قسمتی از داستان تو بخواه تا من عاشقی کنم :

با گوشه‌ی شالم خودم را باد زدم با اینکه اواخر شهریور ماه بود اما گرمی هوا هنوز سر جایش بود البته در مقابل گرمای بوشهر اصلا قابل‌قیاس نبود. بقیه‌ مسیر تا خانه را که مسافت زیادی هم نبود را با قدم‌های آرام طی کردیم. ماشین اسپورت آلبالویی رنگی که صدای موسیقی بلند و خارجی اش کر کننده

بود، با سرعت از کنارمان گذشت و جلوی خانه همان همسایه متوقف شد مهناز با هیجان و لهجه اش گفت: وولک سلافه ای کا رو ببین با یه ماشین میره با یه ماشین دیگه برمی‌گرده. نیشخند تلخی زدم و مانند خودش با همان لهجه جواب دادم: اینا دارن زندگی می‌کنن نه مو و تو. نگاهم را از در بزرگ

سفید رنگ که پشت سر پسر بسته شده بود گرفتم و همراه با مهناز وارد خانه مان شدیم در حالی که مانتوام را از تن بیرون می‌کشیدم گفتم: چه قدر خسته ام ولی خیلی خوش گذشت. در حالی که لیوات آب را سر می‌کشید جواب داد: آره با اینکه خیلی خسته شدیم ولی خوش گذشت. شیطنت آمیز جواب

دادم: بله دیگه مگه میشه با من بود و خوش نگذشت؟! صدای خنده‌اش بلند شد: وقت کردی دوتا دیگه نوشابه واسه خودت باز کن با خنده «چشم» بلندی گفتم و با خستگی روی زمین دراز کشیدم. دست هایم را زیر سرم و به دیوار مقابلم که نقاشی خودم را به آن برای پوشاندن حفره زده بودیم، خیره شدم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.