فایل کامل رمان دختر روز تولد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان دختر روز تولد PDF دارای ۶۶۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان دختر روز تولد PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، خارجی
خلاصه رمان:
جردن: وقتی جایی نداشتم به من پناه داد. از من سوء استفاده نکرد و به من آسیب نزد و مرا فراموش نکرد. طوری با من رفتار نکرد انگار وجود ندارم یا احساس ناامنی به من نداد. مرا به یاد آورد، با من خندید و به من نگاه کرد. به حرف هایم گوش داد از من حفاظت کرد. میتوانستم حالت نگاهش به من سر میز صبحانه را احساس کنم و وقتی میفهمیدم از سر کار برگشته است قلبم به شدت میزد. باید جلوی احساسم را میگرفتم. نمیتوانست اتفاق بیفتد ;
قسمتی از داستان دختر روز تولد :
سرم را دراز کردم و از پشت پنجره کول و چندتا از دوستانش را دیدم که دور ماشین فولکس قدیمی مادربزرگم حلقه زده بودند که چون کار نمیکرد پایک هزینه آوردن آن را داده بود. نمیتوانستم بگذارم در آپارتمان بماند کول قول داده بود آن را برایم تعمیر کند تا من هم یک ماشین داشته باشم صدای جز
جز سرخ شدن گوشت توی ماهیتابه نظرم را به خودش جلب کرد برگشتم و همبرگرها را برگرداندم. قطره روغنی روی بازوی بالایی ام پاشید و دستم را سوزاند. میدانستم که کام آمده تا سری به من بزند عادت های قدیمی خواهرم تنها چهار سال از من بزرگتر است ولی همیشه جای مادر نداشته ام بود.
من تا زمان فارغ التحصیلی از مدرسه در آن خانه متروکه ماندم ولی کام وقتی شانزده ساله بود از آنجا بیرون آمد و روی پای خودش ایستاد الان او مانده و پسرش. به ساعت نگاه کردم از پنج گذشته بود حتما پسرش را پیش پرستار گذاشته بود و خودش سرکار میرفت. پرسید” پدر کجاست”؟
“فکر کنم هنوز سرکاره.” هرچند دیگر باید میرسید. برگرها را از ماهیتابه برداشتم و توی بشقاب گذاشتم. بسته نان های گرد را باز کردم و همه را بیرون آوردم. بالاخره با تردید پرسید: آدم خوبی هست؟ پشتم را به او کردم تا قیافه ام را نبیند خواهرم آدم تعارف کردن نبود. طرز صحبتش میگفت ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
