فایل کامل رمان فراتر PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان فراتر PDF دارای ۴۰۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان فراتر PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، خارجی

خلاصه رمان:

لحظه ای که جسیکا کرسول یازده ساله  چشمش به کالن هایز خورد، می دانست که اون یه شاهزاده شکست خورده ست. شاهزاده ی خودش. آن ها برای هم یه پناه شدند، یک مکان امن و جادویی دور از زندگی و دردسرش هایش. تا زمانی که کالن جسی را.. و بعد کالن بدون یک کلمه ناپدید شد.. سال‌ها بعد همه می‌دانستن که آقای “هایز” کیه. آهنگ‌ساز مشهور. پسر بد و بدنام. چیزی که هیچ‌کس نمی‌دانست این بود که هنر موسیقی کالن در اعماق وجودش و پشت سر شیاطین درونی اش گیر کرده بود ;

قسمتی از داستان فراتر از کلمه ها:

حس کردم موبایلم درون جیبم لرزید یک دقیقه باهایش کلنجار رفتم تا بتوانم از نخی که بهش گیر کرده بود جداش کنم، بالاخره بیرونش آوردم، عکس نیک را بر روی صفحه دوتا می‌دیدم موبایل بر روی حالت پیغام گیر رفت و تصویر خندان نیک پرید. احتمالا برای تبریک گفتن تماس گرفته بود

وسط راه رو ایستادم تا وقتی که روی صفحه موبایل هشدار یک پیام صوتی آمد. وقتی پخش را فشار دادم صدای اشنای نیک توی گوشم پیچید. «هی، رفیق، الان تو اینترنت دیدم که اون جایزه رو بردی، کارت عالی بود. بهت افتخار می‌کنم مرد. مراقب خودت باش او کی، کال؟ (مخفف کالن) هر وقت

تونستی بهم زنگ بزن.» گوشی را به درون جیبم برگرداندم و به خودم قول دادم حتما بعدا به اون زنگ بزنم، می‌دانستم که از من نا امید می‌شود اگه می‌توانست من را ببیند که اینطور مست در راه رو تلو تلو می‌خورم تا از ادمای سطحی که دورم را پر کردن فرار کنم. ادمایی که بخش بزرگتری از زندگی ام

نسبت به او، بهشان اختصاص دارد، نزدیک ترین دوستم و تنها کسی که واقعا می‌توانم به او اعتماد کنم حتما بهم می‌گفت: «این تو نیستی کال.» دری را امتحان کردم ولی به اتاقی باز شد که پر از قفسه وسایل نظافت و انواع دستمال بود. در را بستم، دنبال یک در دیگه یا علامتی که نشان بدهد wc لعنتی کجاست‌ ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.