فایل کامل رمان گیلدا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان گیلدا PDF دارای ۶۹۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان گیلدا PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

دنیام رو غم برداشته; ولی تو اومدی هربار که نگاهت می کردم خیال می‌کردم به ابلیس نگاه می‌کنم،‌ ولی زمان بهم فهموند که تو;‌ فرشته ای نه من; تو کنارم بودی که همه منو فرشته موطلایی خطاب می‌کردند; من گیلدا فروزش; روزی با هزاران آرزو برای ساختن زندگی دوباره از شهر شعر و غزل به شهرنکبت و سیاهی یعنی تهران پا گذاشتم. من، گیلدا دختر خورشید، بی پدر و مادر، بی حتی ذره ای محبت پدری با به تهران آمدنم پا به دنیای کثیف تر از قبلم گذاشتم; شکستم، سوختم، متنفر شدم و ;

قسمتی از داستان گیلدا :

بابا هیچ ذوقی از خودش نشان نداده بود وقتی تلفن کردم و گفتم با خانواده ی سهیل به شیراز می‌ آییم. اما وونوس به نظر خوشحال می‌آمد. وارد خیابان یاس شدیم; هنوز درخت ها انتظارم را می‌کشیدند. سرم را از شیشه بیرون دادم و به درخت های پر از شکوفه نگاه کردم امشب شب سال نو بود.

ترس ملاقات امیر از خودبی خودم کرده بود به چهره اش وقتی من را کنار سهیل می‌بیند فکر می‌کردم قلبم از جا کنده میشد; وارد بن بست شکوه شدیم و در سبز رنگ باغ نمایان شد. از ماشین خارج شدم. زنگ را فشردم و صدای شیرین را شنیدم. _بابا درو باز کن اومدن. عمو یحیی محکم بغلم کرد

و صورتم را بوسید. -کجا رفتی یهو دختر دلمون برات تنگ شد خورشید خانوم. -وای عمو یحیی من که بیشتر دلم تنگ شده بود. خاله زیور کنار کلبه ایستاده بود به سمتش دویدم و خودم را در بغلش انداختم اشکهایش را پاک کردم و صورتش را بوسیدم. -گریه نکن خاله اومدم دیگه ببین دیگه جام خالی

نیست خودم پرش کردم. -الهی قربون قدت برم خاله باورم نمیشه باز اومدی توی این خونه.. با شیرین هم روبوسی کردم و منیره خانم و آقای آفاق را به همه معرفی کردم. غزل با شیرین و خاله زیور روبوسی کرد. خاله زیور سهیل را آقاداماد خطاب می‌کرد باغ باز هم مثل سال های قبل پر از بنفشه و ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.