فایل کامل رمان راننده سرویس PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان راننده سرویس PDF دارای ۱۶۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان راننده سرویس PDF :

چهار دوست جدانشدنی که سال‌ها در یک کلاس و یک رشته تحصیلی، با تغییر بزرگ روبه‌رو می‌شوند. کلاس‌هایشان عوض می‌شود و برای اولین بار بعد از شش سال، دو به دو از هم جدا می‌شوند. اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود! روز بعد، راننده‌های همیشگی سرویس‌شان جای خود را به پسری جوان می‌دهد که حضورش آرامش همیشگی‌شان را به چالش می‌کشد…

خلاصه‌ فایل کامل رمان راننده سرویس PDF

خداحافظی کرد.ترانه نفس عمیقی کشید; سحر حساب کتاب میکرد;. پریناز به رند بودن شماره ی ارش فکر میکرد وشمیم نگاهی به ساعت انداخت و خدا را شکر کرد شیدا تا یک ساعت دیگر از کلاس نقاشی باز نمیگردد;.اما در انتها ذهن همه شان به یک نقطه ختم میشد. نگاهش به ساک و جعبه ی گوشه ی اتاقش افتاد;پس واقعیت داشت; فرزین داشت میرفت;نفس عمیقی کشید; خودش را روی تخت پرت کرد و به سقف خیره شد.دست هایش را زیر سرش قلاب کرد و چشم هایش را بست; دو هفته از ان دعوای کذاییشان گذشته بود;

فرزین در به در دنبال خوابگاه بود; صدای در را شنید ; اهمیتی نداد;فرزین مغموم و گرفته به سمت وسایلش رفت; چند تا ازکتاب هایش داخل جعبه جا نمیشدند; انها را در کوله اش قرار داد; تقریبا هر چه داشت جمع کرده بود.سورن صدای برخورد وسایل را میشنید; هر چند فرزین نهایت سعیش این بود که ارام کارش را انجام دهد.سورن لای پلک هایش را باز کرد و او را نگریست; چهره اش جدی بود; اخم کوچکی هم در میان دو ابرویش پیدا بود.یعنی واقعا داشت میرفت;سورن روی تخت نیم خیز شد.فرزین زیر چشمی نگاهش کرد;به ارامی از جایش بلند شد و پاکت و دسته ای از چک پول را کنار سورن روی تخت گذاشت.

سورن نگاهی به پاکت و پول ها انداخت; میدانست تمام پس انداز فرزین است. بالاخره سکوت را شکست و گفت:این چیه؟ فرزین نفس عمیقی کشید و گفت:اجاره ی تمام روزهایی که اینجا بودم;مثل امین و شهاب حساب کردم;. در حین ادای این جمله به سورن نگاه کرد. سورن بی تفاوت گفت: اهان;از درون حرص میخورد; حتی یک لحظه قلبش به تپش افتاد; اما به خود مسلط شد;پول ها را برداشت و مشغول شمردن شد. فرزین اهی کشید و زیپ ساکش را بست. سورن همچنان میشمرد; تمام حرصش را سر اسکناس ها و چک پول ها خالی میکرد.چند لحظه بعد گفت: پونصد تاش کمه;.

فرزین نگاهش کرد; سورن عادی به او خیره شده بود.فرزین سرش را پایین انداخت و گفت: جورش میکنم;.و با اب دهانش بغضش را خورد.سورن: کی میری؟ فرزین: همین امروز;سورن: اخه سپردم یکی جات بیاد;دروغ میگفت اما با حرص این جمله را به زبان اورد; فرزین حرفی نزد; کمی بعد گفت: زودتر از اینا باید میرفتم;سورن شانه هایش را با بی قیدی بالا انداخت و گفت: اره;.فرزین چیزی نگفت;سورن پوست لبش را میجوید;نفس عمیقی کشید; فرزین ساعتی را که سورن دو سال پیش برای تولدش خریده بود را از دستش در اورد; سورن ایستاد;. حالا تند نفس میکشید;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.