فایل کامل رمان پاد ساعتگرد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پاد ساعتگرد PDF دارای ۴۵۴۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پاد ساعتگرد PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
بتی، دختری مستقل که با پلمپ شدن شرکت لوازم آرایشی که کار میکرد، مجبور میشود که در مترو دستفروشی کند. بر اثر اتفاقاتی وارد عمارت “ملک آرا” ها و شرکت مجلل طراحی لباس و مدشان میشود. بتی سعی در پی بردن به رمز و راز آدم های عجیب و خاکستری عمارت، پسران خاندانِ ملک آرا دارد و در این بین دل به کسی میبندد که در خیالش شاهزاده سوار بر اسب اوست ولی ;
قسمتی از داستان پاد ساعتگرد :
“نجم الدین” به شنیدن این سمفونی عادت داشتم، چشم هایم را بسته بودم و تمام وجودم گوش بود. توی اتاق شیشه ای ایستاده بودم با سیزده پله فاصله از طبقهی پایین صدای دستگاه ها به تناوب به گوشم میرسید. نور سفید مهتابی ها، و صدای دستگاه ها، آرامش عجیبی رو به من القا میکرد.
توی بیسیم اسم من رو صدا کردن: جناب ملک آرا؟ بیسیم رو از روی میز برداشتم: بله بهزاد؟ -عذر میخوام آقا نیکان تشریف آوردن. نفس عمیقی کشیدم: بفرستیدش داخل من توی کارخونه ام. -چشم. پشت میزم نشستم، با تلفن، سفارش دو تا قهوه دادم و پنجه هایم را توی هم قالب کردم، ده دقیقه
به مانیتور سیاه زل زده بودم که بالاخره در چرمی رنگ به آرومی باز شد. کوله اش روی شانه بود و کتش روی دستش آویزان. بهزاد پشت سرش بود و تا اینجا همراهی اش کرده بود. لبخندی نثارش کردم: حالت چطوره نیکان؟ -ممنون. -چرا نمیشینی؟ جلو آمد و روی مبل مخملی مشکی رنگ نشست،
پایش را بلافاصله روی پا انداخت و دیدم که انگشت وسط و سبابهاش را درست مثل پدرش به شقیقه چسباند و مچ پایش را تکان داد از جا بلند شدم، دست هایم را توی جیب شلوارم فرو بردم و گفتم: میدونستی هرچی بیشتر میگذره بیشتر شبیه نظام میشی؟ نگاهی به من انداخت: نیومدم در مورد ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
