فایل کامل رمان فریاد خاطره ها PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان فریاد خاطره ها PDF دارای ۷۱۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان فریاد خاطره ها PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان :
آیدا تمام وقت خود را اختصاص به فرزندانش داده، همیشه الویت زندگی اش با آن ها بوده، ولی خاطره دخترش، قدرنشناس و ناخلف است! زمانی که به کلانتری برای آزادی او میرود از تربیت و داشتن خاطره از خود خجالت میکشد، مثل همیشه دلخوری و ناراحتی خود را مهار میکند ولی خاطره باز هم طلبکار است و با حرف هایش در ماشین باعث میشود تا کنترل ماشین از دست آیدا خارج و تصادف بدی میکنند ;
قسمتی از داستان فریاد خاطره ها :
“آیدا” غلت دیگری در تخت زدم و نشستم مثل چند شب قبل امشب هم خواب از چشم هایم ربوده شده بود و فکرم در حال ولگردی همیشگی اش بود فکر میکردم بعد از جشن تولد نگار خواب به چشم هایم باز گردد ولی سخت در اشتباه بودم از تخت پایین آمدم که سردی پارکت ها لرزی به تنم نشاند.
به سمت کمد دیواری رفتم. روپوشی بیرون کشیدم و روی شانه هایم انداختم. مقابل پنجره ایستادم. پرده را کنار زدم و درش را باز کردم. سوز سردی سریع داخل آمد و دست هایم را دور خود جمع کردم. صدای شاخ و برگ ها با آوای شب و جیرجیرک ها یکی شد و آرامشی نصبی به وجودم تزریق کرد.
هوا گرگ و میش بود ولی صدای بوق، گاز و رفت و آمد ماشین و موتور سیکلت ها خبر بیداری شهر را میداد. هوای تمیز صبحگاهی را به ریه کشیدم و تصویر سحرگاه آخرین روزهای پاییزی سال را در ذهنم ذخیره و ثبت کردم تکیه به لبه پنجره دادم و محو آسمان و عروس زیبایش شدم.
نمیدانم چند ساعت گذشت ولی وقتی به خود آمدم صدای آواز گنجشک ها بلند بود و دامن طلایی رنگ خورشید بر سر شهر کشیده شده بود پنجره را بستم و لباسم را با مانتو و شلواری عوض کردم امروز ماشین را باید از تعمیرگاه تحویل میگرفتم و برای بستن قرار داد جدید سر وقت به مزون میرسیدم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
