فایل کامل رمان گاد فادر PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان گاد فادر PDF دارای ۲۰۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان گاد فادر PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی، معمایی، جنایی
خلاصه رمان:
منصور خان یه آقاست، یه آقا نه مثل کسایی که من و تو میشناسیم، نه مثل مردهای کوی و برزن … یه آقاست، که جون آدم ها رو میگیره … یه آقا که براش فرقی نداره بچه باشی یا بزرگ، زن باشی یا مرد، دختر باشی یا پسر، آقا همه براش یکسانن و همه براش مثل یه دستگاه پول ساز میمونن … وجودش مثل یه اختاپوس میمونه که همه رو تو چنگال خودش اسیر کرده حتی ایرن رو، حتی یه دختر بیست ساله رو ; راستی منصور خان ما یه اسم دیگه هم داره، اسم دیگه اش هست …
قسمتی از داستان گاد فادر :
فشار روی زانوهام ادامه داره که همون دست ها پرتم میکنه روی زمین همون جور دست و پا بسته با گونی روی صورتم به پهلو روی زمین افتادم صدای قدمهایی که هر لحظه نزدیک و نزدیک تر میشه رو میشنوم یه قدم، دو قدم سه قدم چه قدر با جذبه چه قدر خونسرد چه قدر با حوصله انگار صاحب
قدم ها برای پیاده روی اومده. قدم ها نزدیکم ایست میکنند. صدای کشیده شدن پایه های صندلی میاد فعلا نه انرژی تقلا رو دارم نه دوست دارم که بی خودی خودم رو خسته کنم قاعدتا فرد نشسته بر صندلی به زودی کنجکاوی منو برطرف میکنه. گونی از سرم کشیده میشه و نور تند خورشید چشمام
رو میزنه اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که هوا هنوز روشنه، پس غروب نشده. چشمام رو به آرومی باز میکنم یه نفر داره گرهی دستام رو میبره بعد هم پاهام. چشمام هنوز به نور عادت نکرده پس طبیعیه که مرد نشسته روی صندلی رو نبینم. دستی بازوم رو وحشیانه میکشه و به زور روی یه
صندلی دیگه درست مقابل مرد مینشونه. حالا من و مرد هر دو بی صدا رو به روی هم روی دو تا صندلی ساده نشستیم. از لا به لای انگشتام به مرد زل میزنم خودشه. آره، خودشه مرد کت و شلواری همون که کار داشت همون که میخواست زودتر از شرم خلاص بشه.-شناختی؟ هر چند آدم کلاشی مثل تو ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
