فایل کامل رمان یک شب و دیگر هیچ PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان یک شب و دیگر هیچ PDF دارای ۵۳۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان یک شب و دیگر هیچ PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
خواب بود یا رویا; شاید هم کابوس! به فکرش هم نمیرسید روزی با او روی یک تخت؛ زیر یک سقف؛ حنی پلک روی هم بگذارد. هوا برای تنفس کم داشت. رایحه عطر مردانه و گران قیمت کوروش؛ سکوت سیاه شب و آرامش خوابالود فضا را به نرمی تکان میداد. با هر نفسی که میکشید احساس میکرد کوروش در وجودش بیشتر نفوذ میکند. گیج بود. گیج از لحظهای که در سالگیاش ثبت میشد. آنقدر مقاومت کرد و به خاموش و روشن اتاق خیره ماند تا پلکهایش روی هم افتاد و نفهمید کی خوابش برد;
قسمتی از داستان یک شب و دیگر هیچ :
به آرامی در اتاق را گشود و با نگاهی کنجکاو، به بیرون سرک کشید. سکوت و آرامشی که بر فضا حاکم بود جراتش را بیشتر کرد. با تردید بیرون آمد و در حالی که قلبش تند میزد، با قدم هایی شمرده و یواشکی به آشپرخانه رفت. معده اش از شدت ضعف و گرسنگی میسوخت. با دیدن میز آماده و
صبحانهی مفصلی که چیده شده بود جا خورد. همه چیز با سلیقه مهیا شده و بخار ملایمی از روی چای ساز به هوا بر میخاست. بدون اینکه توجهی به انواع و اقسام خوراکیهای روی میز کند، تکه ای نان برداشت و کره و مربای توت فرنگی را که عاشقش بود روی نان ریخت و عجولانه بلعید. در حالی
که هنوز دهانش پر بود لقمهی دیگری درست کرد و با اشتها خورد. در این مدت آنقدر به خودش گرسنگی داده بود که توانی برایش نمانده بود. حتی شب قبل هم نتوانسته بود از شام عروسی اش که با انواع و اقسام غذا و دسر و سالاد ؛ شاهانه برگزار شده بود چیزی بخورد و حالا حسابی در حال
تلافی بود. -صبح بخیر خانم کوچولو! با شنیدن صدای او لقمه به گلویش پرید و به سرفه افتاد. آنقدر هول شده بود که حتی نمیتوانست مانع سرفه های پی در پی اش شود. بی تعارف لیوان آب پرتقالی که به سویش گرفته بود را قاپید و سر کشید. کوروش با لبخندی معنا دار به او زل زده بود ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
