فایل کامل رمان ماه مهربان من PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان ماه مهربان من PDF دارای ۳۵۵۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان ماه مهربان من PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، کلکلی
خلاصه رمان:
پارلا و ماهیار عاشق و شیفته همدیگه اند، ولی پرویزِ خوش چهره پا به میدان میزاره و پارلا رو به عنوان خوش خدمتی از خونواده اش میگیره عقد میکنه با یک خواسته بزرگ; پارلا پا به خونه پرویز میذاره و تازه با مجهولات زیادی روبرو میشه. گذشته خوف انگیز پرویز کاملا در محاق و پشت پرده; و گلپر زیبا و موطلایی که طبقه پایین خونه پرویز با نام خواهرش زندگی میکنه واقعا کیه؟؟ اما ماهیار که یک زیبای لوطی و یاور و قداره بند و حامیِ به تمام معناست اما با خرابکاری های زیاد، قدم به قدم با پارلا همراهه و تنهاش نمیزاره; تا اینکه;
قسمتی از داستان ماه مهربان من :
لیلا متوجه همه چی بود ولی خودشم حالش بد بود; حرفی برای گفتن نداشت; یواشکی دستی به اشکام کشیدم و رخت خوابمو پهن کردم. چراغ رو خاموش کردم بغض کرده سعی میکردم تاجایی که میتونم صدام صاف باشه و آروم شب بخیر گفته پتو رو روم کشیدم. فقط قیافه ناراحت و داغون
ماهیار با سیگار روی لبش از جلوی چشمم دور نمیشد; دودی که از سیگارش توی ذهنم نقش بسته بود ویرانم میکرد. سیگاری که زمانی با یک حرف من ترک کرده بود. دوباره لای انگشتاش خودنمایی میکرد که از مرگ هم برام بدتر بود; اشکام از کنار چشمام میسریدند و پایین میاومدند; گاهی
هم صدای چکیدن و تلپی افتادنش روی بالشم به گوشم مینشست. سعی کردم جلوی هق هقم رو بگیرم که لیلا گفت: اولا راحت باش و هرجور خواستی اشک بریز دختره ی خلچه کج خیال ; دوما سعی کن به چیزی فکر نکنی; اگه ماهیار نصیب و قسمت تو یکی باشه، نادرشاه و شاه اسماعیل سهله،
هزارتا مثل اونام نمیتونن جلوی اینکارو بگیرن; ولی قسمتت نباشه دیگه واویلاااا; پس خودتو بخدا بسپار و ببین برات چی خواسته. دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و ایندفعه هقی هقی بلند کرده گفتم: آخه لیلا; در مقابل قسمت به همت هم گفتن;. لیلا شاکی گفت: خررررررره راه راه نفهممممممم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
