فایل کامل رمان تاج PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان تاج PDF دارای ۵۲۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان تاج PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، معمایی
خلاصه رمان:
سیاوش پسر کوچکتر حاج ابراهیم راغب، بزرگ راسته فرش فروش ها که عقایدی خلاف پدرو برادرش داره و همین باعث میشه توسط پدر طرد بشه. ولی زندگی همینطور نمیمونه و با ورود ناگهانی آدم های جدید و با رسیدن ارث هنگفتی از جانب مردی ناشناس به او، سیاوش برای فهمیدن رازی که آن مرد یعنی سهراب خانزاده، توی وصیت نامهاش گفته بایستی وارد بازیی بشه که چیزی از اون نمیدونه. اما طرف دیگه داستان دختری به نام ترنج است که هیچ کسی نمیدونه چی توی سرش میچرخه و ناخواسته وارد زندگی سیاوش میشه …
قسمتی از داستان تاج :
.چشمش به گوشه حیاط افتاد، کمی تاریک بود اما میشد دید تابی که در دوران کودکی با مادرش روی آن می نشستند و حرف میزدند. کشیده شد به گذشته، گذشته ای که شدید با حال الانش همخوانی داشت. دلش از بدخلقی پدرش گرفته و با گریه روی تاب نشسته بودو داشت. آرام آرام اشک میریخت
حضور مادرش را کنارش حس کرد و بعد دست نوازش روی موهایش کشیده شد. مادرش با همان نگاه مهربان سر پسرکش را در آغوش گرفت و به آغوش فشرد: دلت میخواد یه قصه تعریف کنم برات؟ پسرک در سکوت فقط سرش را تکان داد: مادر با لحن آرامش بخشش مثل همیشه که سیاوش
گریه میکرد برایش شروع کرد به تعریف کردن قصه: من خیلی بچه بودم که خانم جان وقتی اومد خونه با خاله مهین شروع کرد به حرف زدن که مهراب پسر دایی نواب دیونه شده. بچه بودم چه میدونستم منظورشون از دیونه شدن چیه! میگفتن عاشق دختر همسایشون شده و دختر هم عاشق اون.
چندین روز از اون حرف گذشت تا اینکه یه روز خانم جان شروع کرد به در آوردن لباسهای پلو خوریمون میگفت عروسی دعوتیم، منم خوشحال از اینکه میریم عروسی لباس هامو پوشیدم و همراه مامان راهی عروسی شدیم اون عروسی که من دیدم با بقیه عروسا زمین تا آسمون فرق داشت ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
