فایل کامل رمان پادشاه زمستان PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان پادشاه زمستان PDF دارای ۲۶۴۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان پادشاه زمستان PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

من مسیحم… مسیح رادان … مردی که از همسرش خیانت دید و دیگه به هیچ زنی اعتماد نکرد… با اجبار پدرم دختر ریزه میزه ای رو به عقدم درآوردن و تا دلم خواست حرص خیانت زن قبلیمو سرش خالی کردم ولی اون بهم ثابت کرد که همه زنا خائن نیستن ولی من احمق کوتاه بیا نبودم و مدام اذیتش می‌کردم تا وقتی که یهو غیبش زد… کل دنیا رو زیر و رو کردم تا پیداش کنم… همه جستجوم خلاصه شد تو پیدا شدن جنازه‌ی زن مورد علاقم و در آخر یه سنگ قبر وسط سینه‌ی قبرستون… باورم نمیشد که عاشقش شده بودم …

قسمتی از داستان پادشاه زمستان :

“مسیح” باورم نمیشه بعد ده سال میلاد رو دیدم توی فرانسه باهاش اشنا شدم دکترای جراحی زیبایی میخوند همسن خودم بود تعجبم بیشتر از این شد که مادربزرگش توی روستا زندگی میکنه. غروب بود و هوا تاریک شده بود که مایسا اومد با دوستاش رفته بود بیرون و گفته بودم قبل تاریکی

اینجا باشه سمت پله ها میرفت که با عصبانیت گفتم: گفته بودم قبل تاریکی خونه باشی نگفتم؟ برگشت سمتم و هولزده گفت: سلام اینجایی نگفتم دیر بیای دیگه اجازه نمیدم؟ _داداش به خدا من زود برگشتم فقط اروم رانندگی کردم ببخشید دیگه تکرار نمیشه. _فعلا خبری از بیرون رفتن دیگه

نیست. ناراحتی رو توی صورتش به وضوح دیدم ولی خندید و گفت: اینارو ول کن بیا یه چیزی نشونت بدم اگه ببینیش دلت غش میره واسش. با اخم نگاهش می‌کردم که با هیجان نزدیکم شد و صفحه گوشیش رو مقابلم گرفت چشم از قیافه ذوق زده اش گرفتم و گذرا نگاهی عکس توی گوشی کردم و

یدفعه گردنم محکم برگشت سمت گوشی چنان محکم که صدای شکستن استخون گردنم رو شنیدم خیره‌ی عکس شدم باورم نمیشه مگه میشه تا این حد شباهت فقط اون یه نوزاده ولی انگار سیبیه که دو نصف شده مخصوصا چشماش. دهنم باز کردم و ب سختی گفتم: ای; این کیه؟ لبخند تلخی زد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.